باز نما به مطربان نغمۀ جان گداز را

باز نما به مطربان نغمۀ جان گداز را تا بدرند از طرب پردۀ اهل راز را گر بنشانیم شبی شمع صفت برابرت پیش رخیت بنگری…

Continue Reading...

بجز کوی تو دل منزل نگیرد

بجز کوی تو دل منزل نگیرد که آنجا هیچکس را دل نگیرد شب از افغان من خاطر مرنجان که بر دیوانگان عاقل نگیرد به تعجیل…

Continue Reading...

بر خاک رهت ما سر تسلیم نهادیم

بر خاک رهت ما سر تسلیم نهادیم در عشق قدم از ره تعلیم نهادیم در اوج شرف راست چو شکل الف آمد از قد تو…

Continue Reading...

بر گلت از عرق گلاب افتاد

بر گلت از عرق گلاب افتاد چون خیال قدت در آب افتاد شد پریشان چو زلف مشکینت ابر بر روی آفتاب افتاد بر خیالت چو…

Continue Reading...

بسم نبود که زلفت بقصد دین برخاست

بسم نبود که زلفت بقصد دین برخاست سپاه خط تو هم ناگه از کمین برخاست ز بس که موی میان تو در خیال من است…

Continue Reading...

بگو به یار که کاشانهٔ که می‌پرسی

بگو به یار که کاشانهٔ که می‌پرسی منم خراب تو ویرانهٔ که می‌پرسی حدیث زلف تو امشب حکایتی است دراز تو خوابناک ز افسانهٔ که…

Continue Reading...

بنما طلعت موجه خویش

بنما طلعت موجه خویش تا بگیرند دلبران ره خویش بهر تو غیر جان نثارم نیست چون کنم من زدست کوته خویش شب هجران من شود…

Continue Reading...

به پیش عارض او عرض آفتاب مکن

به پیش عارض او عرض آفتاب مکن که آفتاب از او ذره ایست بی سر و بن محبت من و دلدار سابق از ازل است…

Continue Reading...

به عاشقان خود بنما جمال عالم آرا را

به عاشقان خود بنما جمال عالم آرا را که دل پر خون شد از شوق تو مشتاقان شیدا را توهم ای عقل نامحرم برون شو…

Continue Reading...

به عشق آن میان شد مدتی با من سمر بندم

به عشق آن میان شد مدتی با من سمر بندم همی خواهم که من با کاکلش سودا به سر بندم به زنجیر سر زلفش دلم…

Continue Reading...