ای دل، همه اسباب جهان خواسته گیر
ای دل، همه اسباب جهان خواسته گیر باغ طربت به سبزه آراسته گیر وانگاه بر آن سبزه شبی چون شبنم بنشسته و بامداد برخاسته گیر
بازآ که عظیم دردناکم ز غمت
بازآ که عظیم دردناکم ز غمت پیراهن صبر کرده چاکم ز غمت افتاده میان خون و خاکم ز غمت القصه بطولها هلاکم ز غمت
ای زلف مسلسلت بلای دل من
ای زلف مسلسلت بلای دل من وای لعل لبت گره گشای دل من من دل ندهم بکس برای دل تو تو دل بکسی مده برای…
ای مهر گسل که با توام پیوند است
ای مهر گسل که با توام پیوند است وز تو به یکی عشوه دلم خرسند است لطفی بکن و بگو که من زان توام پیداست…
در ماتم تو دهر بسی شیون کرد
در ماتم تو دهر بسی شیون کرد لاله همه خون دیده در دامن کرد گل جیب قبای ارغوانی بدرید قمری نمد سیاه در گردن کرد
در حلقه عشق ره نیابد هر کس
در حلقه عشق ره نیابد هر کس این گوشه مقام عارفان آمد و بس گفتی که رسم در سر زلفش به هوس زنار نبسته ای،…
تا از رخ تو سنبل تر میخیزد
تا از رخ تو سنبل تر میخیزد گویی که نبات از شکر میخیزد شاها، تو خلیلی، چه عجب میداری؟ گر سبزه ز آتش تو برمیخیزد؟
بر من ز فراق چند بیداد رسد؟
بر من ز فراق چند بیداد رسد؟ تا چند ستم بر دل ناشاد رسد؟ فریاد کنم چو نشنوی ناله زار شاید که مرا ناله بفریاد…
دزدی که کلاه از سر شیطان دزدد
دزدی که کلاه از سر شیطان دزدد از مرده کفن، ز مرده شو نان دزدد دزدی که ز دو چشم یکی را ببرد هر جا…
بشتاب که از رهش به گردی برسی
بشتاب که از رهش به گردی برسی در کوی وفا به اهل دردی برسی رو خاک شو اندر ره خدمت، شاهی باشد که به پای…





