یار با ما چنانکه بود، نماند

یار با ما چنانکه بود، نماند مه من مهربان که بود، نماند دل بر آن آشنا که بود، برفت سر بر آن آستان که بود،…

Continue Reading...

راحت طلبی، به داده دهر بساز

راحت طلبی، به داده دهر بساز آزرده مشو در طلب نعمت و ناز لعل و زر و گل چه سود ده روزه بقا چون سرو…

Continue Reading...

شادم که ز من بر دل کس باری نیست

شادم که ز من بر دل کس باری نیست کس را ز من و کار من آزاری نیست گر نیک شمارند و گرم بد گویند…

Continue Reading...

شام رمضان خوشست و گلگشت هرات

شام رمضان خوشست و گلگشت هرات با نعره تکبیر و خروش صلوات خوبانش به تاریکی بازار ملک چون آب خضر نهان شده در ظلمات

Continue Reading...

ما را به جهان زنی و فرزندی نه

ما را به جهان زنی و فرزندی نه بر پای دل از تعلقی بندی نه با هیچکس اخلاط و پیوندی نه اندیشهٔ چونی و غم…

Continue Reading...

مائیم حریم انس را خاص شده

مائیم حریم انس را خاص شده در کوی تو پا بسته اخلاص شده آهم به محیط چرخ غواص شده بر ناله من فرشته رقاص شده

Continue Reading...

ما را چه از آن که هر کسی بد بیند؟

ما را چه از آن که هر کسی بد بیند؟ یک عیب که در ما بود او صد بیند؟ ما آینه ایم، هر که در…

Continue Reading...

از لاله و سبزه، نقشبندان بهار

از لاله و سبزه، نقشبندان بهار شنگرف برانگیخته انداز زنگار در آب روان شکوفه انداخته عکس چون انجم ثابت و سپهر سیار

Continue Reading...

ای آتش سودای تو در هر جانی

ای آتش سودای تو در هر جانی بشنو سخن دلشده حیرانی از خواجه سرا ببر، که افسوس بود پهلوی چنین گلی چنان ریحانی

Continue Reading...

ای عشق، دگر روی به ما آوردی

ای عشق، دگر روی به ما آوردی با دل حق دوستی به جا آوردی ای شعله آه، خانه روشن کردی ای غم، تو خوش آمدی،…

Continue Reading...