هر زمان از بیخودی خواهم که آن رو بنگرم
هر زمان از بیخودی خواهم که آن رو بنگرم چون رسم نزدیک نتوانم که آن سو بنگرم در سجود افتم چو بینم قبله دیدار او…
هر شب بدل حکایت خود در میان نهم
هر شب بدل حکایت خود در میان نهم دل را ز سوز عشق تو داغ نهان نهم روزم چو راه نیست در آن کوی، هر…
هر شب از مستی به سوی خانه ره گم میکنم
هر شب از مستی به سوی خانه ره گم میکنم نقد هستی وقف بر خمخانه و خم میکنم هر شب از سوز درون بر حال…
هر کسی موسم گل گوشه باغی دارد
هر کسی موسم گل گوشه باغی دارد ساکن کوی تو از روضه فراغی دارد من در این کوی خوشم، گرچه به جنت رضوان مجلس خرم…
هر کسی پهلوی یاری به هوای دل خویش
هر کسی پهلوی یاری به هوای دل خویش ما گرفتار به داغ دل بیحاصل خویش چند بینم سوی خوبان و دل از دست دهم وقت…
هر که کوی تو ساخت مسکن خویش
هر که کوی تو ساخت مسکن خویش خون خود میکند بگردن خویش دانه خال پیش رخ بنمای تا گل آتش زند به خرمن خویش شمع،…
وقت گل، خوبان چو بزم عیش در صحرا نهند
وقت گل، خوبان چو بزم عیش در صحرا نهند عاشقان را تازه داغی بر دل شیدا نهند نازنین را عشق ورزیدن نزیبد، جان من شیرمردانِ…
وقتی دل آواره در آن کو گذری داشت
وقتی دل آواره در آن کو گذری داشت با نرگس جادوی تو پنهان نظری داشت گفتی: خبر دوست شنیدی چه شدت حال؟ اینها ز کسی…
یار خط بر روی زیبا میکشد
یار خط بر روی زیبا میکشد سبزه بر گلبرگ رعنا میکشد ماه را دامی ز عنبر مینهد لاله را داغی ز سودا میکشد سنبل از…
هرکس گرفته دامن سرو بلند خویش
هرکس گرفته دامن سرو بلند خویش ماییم و گوشهای و دل دردمند خویش زاهد به کوی عافیتم مینمود راه روی تو دید، گشت پشیمان ز…





