بر بوی تو هر روز به گشت چمن آیم
بر بوی تو هر روز به گشت چمن آیم گریان به تماشاگه سرو و سمن آیم چون غنچه دلی دارم از اندوه تو پر خون…
بسوخت آتش عشق تو بیگناه مرا
بسوخت آتش عشق تو بیگناه مرا بدوخت ناوک چشمت به یک نگاه مرا به شمع نسبت بالای دلکشت کردم روا بود که بسوزی بدین گناه…
بر طرف مهت غالیه خم به خم است این
بر طرف مهت غالیه خم به خم است این یا بر ورق لاله ز سنبل رقم است این؟ گفتی که: فلان هم ز سگانست در…
به خود ره نیست در کوی تو مشتاقان شیدا را
به خود ره نیست در کوی تو مشتاقان شیدا را خم زلفت به قلاب محبت میکشد ما را اگر درپایت افکندم سری، عیبم مکن، کآنجا…
به زنجیر زلفت دل ماست در بند
به زنجیر زلفت دل ماست در بند ز سر رشته عقل بگسسته پیوند رقیبا، مران از در دوست ما را که بینند سگ را بروی…
بیا ای از خط سبزت هزاران داغ بر دلها
بیا ای از خط سبزت هزاران داغ بر دلها مرو کز اشک مشتاقان به خون آغشته منزلها به تقصیر وفا عیبم مکن، کز آب چشم…
بیدلان کوی تو مقام کنند
بیدلان کوی تو مقام کنند با غمت ترک ننگ و نام کنند نازنینان شهر، هر روزی فتنه از نرگس تو وام کنند من که خوارم…
بیلبت هردم ز چشم درفشان خون میرود
بیلبت هردم ز چشم درفشان خون میرود پارههای دل ز راه دیده بیرون میرود یک شب ای شمع بتان، در کنج تاریک من آی تا…
بیک کرشمه که بر جان زدی، ز دست شدم
بیک کرشمه که بر جان زدی، ز دست شدم دگر شراب مده ساقیا، که مست شدم ره صلاح چه پویم، چو عشق ورزیدم؟ به قبله…
پرده بگشا ز روی چون مه خویش
پرده بگشا ز روی چون مه خویش که بجانم ز بخت گمره خویش میکشد سرو، پیش بالایت شرمساری ز قد کوته خویش مینوازم چو چنگ…





