ای خسته ز تو روان مردم

ای خسته ز تو روان مردم چشم تو بلای جان مردم از سیل دو چشم من به کویت ویران شده خان و مان مردم تا…

Continue Reading...

ای خوش آن شب که به بالین من آن ماه رسد

ای خوش آن شب که به بالین من آن ماه رسد شمع در دست به کاشانه‌ام آن شاه رسد وعده وصل به ماهی شد و…

Continue Reading...

ای در بهار حسن تو گل‌ها و لاله‌ها

ای در بهار حسن تو گل‌ها و لاله‌ها وی لاله را ز رشک تو پرخون پیاله‌ها بی‌چاشنی درد تو هست آب زندگی زهری که دهر…

Continue Reading...

ای در درون خسته نشان خدنگ تو

ای در درون خسته نشان خدنگ تو جانم جراحت از مژه تیز چنگ تو گر لطف می‌نمایی وگر تیغ می‌زنی گردن نهاده‌ام چو اسیران به…

Continue Reading...

ای در غم تو حاصل من درد و داغ هم

ای در غم تو حاصل من درد و داغ هم آشفته دل ز فتنه زلفت، دماغ هم یکشب، ز چهره مجلس ما را فروغ ده…

Continue Reading...

ای دل ایام هجر شد بنیاد

ای دل ایام هجر شد بنیاد رو، که مرگ نُوَت مبارک باد دل سوزان من ز آه من است چون چراغی نهاده در ره باد…

Continue Reading...

ای دل، ار پی به سر کوی ارادت بردی

ای دل، ار پی به سر کوی ارادت بردی گوی توفیق ز میدان سعادت بردی هر سیه نامه که بیمار شد از چشم خوشت نشنیدیم…

Continue Reading...

ای دوست، شبی به کوی ما باش

ای دوست، شبی به کوی ما باش درد دل ریش را دوا باش ایام وصال، خوش زمانی است گو محنت هجر در قفا باش دادم…

Continue Reading...

ای دیده بسی فتنه ز بالای تو دیده

ای دیده بسی فتنه ز بالای تو دیده صد گونه بلا از سر زلف تو کشیده تا اشک، غبار از ره او باز نشاند بسیار…

Continue Reading...

ای ز عشقت عالمی را روی در آوارگی

ای ز عشقت عالمی را روی در آوارگی دیدمت یکبار، از آن شد کار دل یکبارگی مونسم شب‌های تنهایی جز اندوه تو نیست وای بر…

Continue Reading...