اگر چه خاک درت ز آب دیده گل کردم
اگر چه خاک درت ز آب دیده گل کردم خوشم که سینه به داغ تو متصل کردم زمانه روزی من کرد گریه های فراق ز…
اگر زلف تو خم در خم نبودی
اگر زلف تو خم در خم نبودی مرا حال این چنین در هم نبودی غمی دارم ز زلفت یادگاری بلا بودی اگر این هم نبودی…
امروز نسیم سحری بوی دگر داشت
امروز نسیم سحری بوی دگر داشت گویی گذر از خاک سر کوی دگر داشت ما یکدل و یکروی چنین، وان گل رعنا افسوس که از…
آن یار خشم رفته که با ما بجنگ بود
آن یار خشم رفته که با ما بجنگ بود دی سنبلش ز تاب می آشفته رنگ بود ای واعظ، ار حدیث تو ننشست در ضمیر…
ای باد صبحدم، خبر یار من بگو
ای باد صبحدم، خبر یار من بگو با بلبل از شمایل سرو و سمن بگو اندوه بلبلان خزان دیده، ای صبا در نوبهار با گل…
ای باد، پرده زان گل نو رسته باز کن
ای باد، پرده زان گل نو رسته باز کن گو بر فروز لاله، رخ و غنچه، ناز کن باد بهار داغ کهن تازه میکند مطرب،…
ای به لطف از آب حیوان پاکتر
ای به لطف از آب حیوان پاکتر قدت از سرو روان چالاکتر با که گویم درد خود، کز عشق اوست هر کرا بینم، ز من…
ای بهر قتل ما زده بر ابروان گره
ای بهر قتل ما زده بر ابروان گره بگشا به خنده آن لب و از ابرو آن گره سوسن که با دهان تو از غنچه…
ای بیخبر از گریهٔ خونینجگری چند
ای بیخبر از گریهٔ خونینجگری چند باز آی، که در پای تو ریزم گهری چند سوز دل عشاق چه دانند که چونست بگریخته از داغِ…
ای بی خبر از سوز دل و داغ نهانی
ای بی خبر از سوز دل و داغ نهانی ما قصه خود با تو بگفتیم، تو دانی دل مینگرد سوی تو، جان میرود از دست…





