نه در شرار رخ افکنده ای ز خال سپندی

نه در شرار رخ افکنده ای ز خال سپندی که زآن سپند شراری به جان خلق فکندی ز طرّه رشته و بندم، منه بپای که…

Continue Reading...

هر آن مرغی که می‌بندند در گلزار بالش را

هر آن مرغی که می‌بندند در گلزار بالش را چه می‌دانند مرغانی که آزادند حالش را من آن مرغم که صیاد جفاکیشم به صد حسرت،…

Continue Reading...

نوبهار آمد و هرکس به هوای چمن است

نوبهار آمد و هرکس به هوای چمن است نوبهار منی و روی تو بستان من است حیوانی است که بی گلشن آن روی نکوی خاطرش…

Continue Reading...

هر آن بلبل که آمد بوستان دیدار صیادش

هر آن بلبل که آمد بوستان دیدار صیادش از آن نالد که می ترسد کند صیاد آزادش جفاهایی که بلبل می کشد در بوستان از…

Continue Reading...

هرجا که تو بنشینی، صد فتنه برانگیزی

هرجا که تو بنشینی، صد فتنه برانگیزی هر فتنه شود هفتاد، هر لحظه که برخیزی کام دل هر عاقل، از لعل شکر خایی دام ره…

Continue Reading...

هوای حلقه دامی، مرا نشاند به بامی

هوای حلقه دامی، مرا نشاند به بامی دلم گرفت ز گلشن خوش است حلقه دامی دهم به باد فنا صفحه صفحه دفتر هستی، اگر نسیم…

Continue Reading...

هرکه نبود گل نورسته به گلشن چو منش

هرکه نبود گل نورسته به گلشن چو منش واله و مست کند نغمه مرغ چمنش یار مانند بهار آمد و می باید داد باغبان را…

Continue Reading...

هیچ گلستان، به روی یار نماند

هیچ گلستان، به روی یار نماند صفحه مانی بدان نگار نماند بی گل روی توام بهار خزان شد جای خزان است اگر بهار نماند گر…

Continue Reading...

وقت آن است که از خانه به میخانه روم

وقت آن است که از خانه به میخانه روم مست و مخمور و پراکنده و دیوانه روم بر در بارگه پیر مغان مست و خراب…

Continue Reading...

هیچ می‌دانی مرا در بوته دل تاب نیست؟

هیچ می‌دانی مرا در بوته دل تاب نیست؟ کمتر آتش زن که جانم، کمتر از سیماب نیست هرشب از هجر تو می میریم و در…

Continue Reading...