ماه من، ای بدر آفتاب شمایل

ماه من، ای بدر آفتاب شمایل شاه من، ای خسرو خجسته خصایل دیده ترسا به هیچ دیر و کلیسا چون تو ندیده بتی بدیع شمایل…

Continue Reading...

مرا ز دست تو دانی،‌ چها بسر گذرد

مرا ز دست تو دانی،‌ چها بسر گذرد چها به من، ز تو ای شوخ سیمبر گذرد گذشت روز وصال تو و همی شادم که…

Continue Reading...

مرغ دل ما در قفست دانه ندارد

مرغ دل ما در قفست دانه ندارد ور ز آن که رها می کنیش خانه ندارد دیوانه شدم بس که به ویرانه نشستم ای خوش…

Continue Reading...

مرحبا ای برید باد شمال

مرحبا ای برید باد شمال که به ما می دهی نوید وصال چند گویی که خون عاشق مست شد به فتوای شیخ شهر حلال عاشق…

Continue Reading...

من دیوانه، که در حلقه عشاق توام

من دیوانه، که در حلقه عشاق توام همچنان بسته زنجیرم و مشتاق توام عجبی نیست به مردم اگر از زهر فراق من بی تاب و…

Continue Reading...

من که سودا زده روی توام

من که سودا زده روی توام بسته سلسله موی توام من که خود بلبل هر گل نشوم قمری قامت دلجوی توام هر شب از دست…

Continue Reading...

مهر چهری که منور بصر کوکب از اوست

مهر چهری که منور بصر کوکب از اوست جلوه طرّه طلعت نه، که روز و شب از اوست مطرب و ساقی از آن بی خود…

Continue Reading...

مهر و وفا سرشته به آب و گل تو نیست

مهر و وفا سرشته به آب و گل تو نیست یا آن که آشنایی ما، در دل تو نیست رشکم ز میل توست، به اغیار،…

Continue Reading...

نظاره کردی بر کشتنم، نظاره دیگر

نظاره کردی بر کشتنم، نظاره دیگر اشاره ای که شوم زنده از اشاره دیگر بجز دلم که پس از خون شدن ز دیده برآمد رفو…

Continue Reading...

نه به دستگاه شهنشهی، نه به خوبیت ضرری رسد

نه به دستگاه شهنشهی، نه به خوبیت ضرری رسد که ز ترک چشم ستمگرت، نگهی به خونجگری رسد چه که هم تو زخمی و مرهمی،…

Continue Reading...