گلی کز اشک خونین، باغبان داده است آبش را
گلی کز اشک خونین، باغبان داده است آبش را چه دشوار است دست غیر، اگر گیرد گلابش را اگر ملک دلم ویران شد از دست…
گیسو به رخ بیفکن و مه را نقاب کن
گیسو به رخ بیفکن و مه را نقاب کن خاک سیه به فرق سر آفتاب کن شد آب همچو سنگ ز تأثیر برد دی تو…
ما را به سراپرده گل رفت اشارت
ما را به سراپرده گل رفت اشارت برقع ز رخ افکندش، ای دیده بشارت کام دهن از بهر چه شیرین نکنم من؟ شکر دهن ار…
ما را طمع ز ساقی مجلس شراب توست
ما را طمع ز ساقی مجلس شراب توست و از مطرب آرزوی سرود رباب توست جانم فتاده همچو سکندر ز تشنگی، در ظلمتی که چشمه…
ما را هوای باده یاقوتفام توست
ما را هوای باده یاقوتفام توست ساقی ببخش بوسه، که آن می به جام توست ما همچو سکه زر خالص گداختیم دریاب ای که سکه…
ما را، ز دل، اندر غم دلبر، گله بسیار
ما را، ز دل، اندر غم دلبر، گله بسیار دل را گله از ما که کند حوصله بسیار پوئیم به سر در سفر عشق تو…
ماه من از شرم بر خورشید اختر پرورد
ماه من از شرم بر خورشید اختر پرورد سرو من بر رخ ز مشکین طرّه عنبر پرورد قد برافرازد به بزم، آنگه برافروزد جمال ماه…
ما که از صهبای جام عشق تو مستیم
ما که از صهبای جام عشق تو مستیم بر سر بازار نام و ننگ نشستیم تا تو ببینی و باز زخم نو آری، پاره دل…
ماه ما را آسمانی دیگر است،
ماه ما را آسمانی دیگر است، سرو ما را بوستانی دیگر است گو دگر کیوان مده زحمت به خویش، کاین فلک را، پاسبانی دیگر است…
مرا امروز کاخ از بوستان به
مرا امروز کاخ از بوستان به ز رنگ لاله، روی دوستان به طبیبا، چاره و درمان نخواهم که درد او به جانم جاودان به مرا…





