دلم به یک نظر آمد اسیر چشم سیاهی
دلم به یک نظر آمد اسیر چشم سیاهی شنیده ای که اسیر آورد کسی به نگاهی؟ ببین که زلف سیه پرده بسته صبح رخش را…
در کشورم کشید سپه پادشاه باز
در کشورم کشید سپه پادشاه باز در مزرعم نماند اثر از گیاه باز دور از نظر شدی تو و عمری بود که ما، داریم دیده…
دوش از درم درآمد، آن سرو سیمتن
دوش از درم درآمد، آن سرو سیمتن شادان و خوی فشان و غزلخوان و خنده زن با رویی، ای بمیرم، تاراج دین و دل با…
دوش دیدم بر در میخانه پیر میفروش
دوش دیدم بر در میخانه پیر میفروش کرده یک یک میکشان آویزه حکمش به گوش از می مینای او میخوارگان مست و خراب زآتش صهبای…
روز هنگامه شه ما، صف مژگان سپهش
روز هنگامه شه ما، صف مژگان سپهش وآن خم زلف پر از حلقه، کمند و زرهش ترک آن چشم سیاه مژه اش حاجت نیست کار…
زآن قد چون صنوبر و زآن روی چون سمن،
زآن قد چون صنوبر و زآن روی چون سمن، کاخم شده است گلشن و کویم شده چمن ماه است و ماه را نبود لعل لب…
روی و لب و تن و ذقن یار نازک است
روی و لب و تن و ذقن یار نازک است مانند برگ نسترن، این چار نازک است گر سیم و زر طلب کند و جسم…
روی پاک تو، در آیینه ادراک افتاد
روی پاک تو، در آیینه ادراک افتاد که ز آلودگی، آیینه ما پاک افتاد ای کمان ابروی،از این عیش نگنجم در پوست که گذر، تیر…
زآن چشم پرخمار و از آن لعل می پرست،
زآن چشم پرخمار و از آن لعل می پرست، بی نشئه در خمارک و بی جام باده، مست هم پای عقل و هم پر مرغ…
زلف سیه منه که حجاب قمر شود
زلف سیه منه که حجاب قمر شود مپسند روزگارم از این تیره تر شود آیینه روی من، مشو ایمن که سوی توست آهم، که هم…





