ای که نرسته در چمن سرو به دلربائیت
ای که نرسته در چمن سرو به دلربائیت حیف، که همچو گل بود، عادت بی وفائیت ای مه آفتاب رخ، در شب تار عاشقان اشک…
ای لب لعل تو روح بخش مسیحا
ای لب لعل تو روح بخش مسیحا وی به روان بخشی از مسیح معلاّ زهر به جام ار کنی، تو با همه تلخی خوب تر…
ای ماه پریچهر مطبوع خصایل
ای ماه پریچهر مطبوع خصایل ای سرو صنوبر قد خورشید شمایل آن زلف چو شام تو که پرورده صبح است بر تیرگی بخت دل ماست…
ای ماه وشان همه غلامت
ای ماه وشان همه غلامت خورشید رخان اسیر دامت در ناف غزال خون گره کرد یک چین ز دو زلف مشک قامت بی رخصت ما…
ای، دل ما غرق خون از نوک تیرت
ای، دل ما غرق خون از نوک تیرت غرق خون مپسند، صید دستگیرت ای کمان ابرو، بنازم شست و دستت صید بتوان کرد، هر جا…
ای مایه خرّمی جهان را
ای مایه خرّمی جهان را و ای راحت جان جهانیان را از حسرت نوش لعلکانت خون در جگر است لعل و کان را گل بیند…
آیا بُوَد که روزی از دوستان بشیری
آیا بُوَد که روزی از دوستان بشیری آرد به دوستداران پیغام دلپذیری ای بوی آشنائی از کوی کیست کائی خود نکهت بهشتی یا نفحه عبیری…
این خون عاشق است همانا به جام شد
این خون عاشق است همانا به جام شد ور نه به شرع پاک نبی، می حرام شد گو باش دور چرخ به کام رقیب ما،…
آیم از دیر مغان سرخوش و مست و مدهوش
آیم از دیر مغان سرخوش و مست و مدهوش حلقه بندگی پیر مغانم در گوش یک زمان مطرب ما نغمه سراید که برقص یک طرف…
این نکویان که سهی قامت و سیمین بدنند
این نکویان که سهی قامت و سیمین بدنند رفته در پیرهنی چون چمن یاسمنند بلبلانند که نالان گل سرخ بهار دوستانند که دستان گل انجمنند…





