کی فتنه ی نرگس تو در خواب شود

کی فتنه ی نرگس تو در خواب شود چند از رخ تو زلف تو در تاب شود لؤلؤ بنما، ز لعل، تا درّ خوشاب در…

Continue Reading...

ز آن پیش مرا که روح در پرده شود

ز آن پیش مرا که روح در پرده شود نشگفت گر از روح تو پرورده شود لطفی کند آزرده دلم را نفسی لعلت که ز…

Continue Reading...

شیرین دهنت چون صفت جان دارد

شیرین دهنت چون صفت جان دارد خود را سزد ار، ز دیده پنهان دارد آن چشمه که خضر یافت زو آب حیات لعل تو بهر…

Continue Reading...

من داغ بلاها که ز دلبر دارم

من داغ بلاها که ز دلبر دارم شک نیست که از جفاش دل بر دارم شیرین لب او اگر ببینم در خواب فرهاد صفت نعره…

Continue Reading...

گر داشتمی بقدر همت دستی

گر داشتمی بقدر همت دستی دستم چو بدامن عرض پیوستی جوهر کش گردون جهان بگسستی قرّابه ی گوهر فلک، بشکستی

Continue Reading...

نشناخته ای، ای دل بیدانش و درد

نشناخته ای، ای دل بیدانش و درد خاک از زر و سنگ از گهر و خار از ورد در سایه فسرده، لاف خورشید زنی ای…

Continue Reading...

ابر نیسان به چمن بار دگر باران ریخت

ابر نیسان به چمن بار دگر باران ریخت گلبن از باد سحر، گر به سر یاران ریخت امشب ای بنده بنه خواب، که آن هندوی…

Continue Reading...

آتش زنم ز عشق گر این سان به جان خویش

آتش زنم ز عشق گر این سان به جان خویش روشن کنم چو شعله شمع استخوان خویش گر خون دل ز دیده بریزم بدین نمط…

Continue Reading...

از جان بگسل، صحبت جانانه به دست آر

از جان بگسل، صحبت جانانه به دست آر بشکن صدف و گوهر یکدانه به دست آر معموری تن چیست، به ویرانی آن کوش صد گنج…

Continue Reading...

از درم باز کی آن دلبر طناز آید

از درم باز کی آن دلبر طناز آید عمر بگذشته ندیده است کسی باز آید باز می دوزمش از سوزن صبر و نخ تاب، تیر…

Continue Reading...