گویند به حشر گفتگو خواهد

گویند به حشر گفتگو خواهد بود وان یار عزیز تندخو خواهد بود از خیر محض جز نکویی ناید خوش باش که عاقبت نکو خواهد بود…

Continue Reading...

گویند دل آیینهٔ آیین

گویند دل آیینهٔ آیین عجبست دوری رخ شاهدان خودبین عجبست در آینه روی شاهدان نیست عجب خود شاهد و خود آینه‌اش این عجبست “ابوسعید ابوالخیر…

Continue Reading...

گویند که محتسب گمانی

گویند که محتسب گمانی ببرد وین پردهٔ تو پیش جهانی بدرد گویم که ازین شراب اگر محتسبست دریابد قطره‌ای به جانی بخرد “ابوسعید ابوالخیر رح”

Continue Reading...

گیرم که هزار مصحف از

گیرم که هزار مصحف از برداری با آن چه کنی که نفس کافر داری سر را به زمین چه می نهی بهر نماز آنرا به…

Continue Reading...

لذات جهان چشیده باشی همه

لذات جهان چشیده باشی همه عمر با یار خود آرمیده باشی همه عمر هم آخر عمر رحلتت باید کرد خوابی باشد که دیده باشی همه…

Continue Reading...

ما با می و مستی سر تقوی

ما با می و مستی سر تقوی داریم دنیی طلبیم و میل عقبی داریم کی دنیی و دین هر دو بهم آید راست اینست که…

Continue Reading...

ما بین دو عین یار از نون

ما بین دو عین یار از نون تا میم بینی الفی کشیده بر صفحهٔ سیم نی نی غلطم که از کمال اعجاز انگشت نبیست کرده…

Continue Reading...

ما جز به غم عشق تو سر

ما جز به غم عشق تو سر نفرازیم تا سر داریم در غمت دربازیم گر تو سر ما بی سر و سامان داری ماییم و…

Continue Reading...

ما درویشان نشسته در تنگ

ما درویشان نشسته در تنگ دره گه قرص جوین خوریم و گه گشت بره پیران کهن دانند میران سره هر کس که بما بد نگره…

Continue Reading...

ما دل به غم تو بسته

ما دل به غم تو بسته داریم ای دوست درد تو بجان خسته داریم ای دوست گفتی که به دلشکستگان نزدیکم ما نیز دل شکسته…

Continue Reading...