گفتی که شب آیم ارچه

گفتی که شب آیم ارچه بیگاه شود شاید که زبان خلق کوتاه شود بر خفته کجا نهان توانی کردن کز بوی خوش تو مرده آگاه…

Continue Reading...

گفتی که فلان ز یاد ما

گفتی که فلان ز یاد ما خاموشست از بادهٔ عشق دیگری مدهوشست شرمت بادا هنوز خاک در تو از گرمی خون دل من در جوشست…

Continue Reading...

گفتی که منم ماه نشابور

گفتی که منم ماه نشابور سرا ای ماه نشابور نشابور ترا آن تو ترا و آن ما نیز ترا با ما بنگویی که خصومت ز…

Continue Reading...

گلزار وفا ز خار من

گلزار وفا ز خار من می‌روید اخلاص ز رهگذار من می‌روید در فکر تو دوش سر به زانو بودم امروز گل از کنار من می‌روید…

Continue Reading...

گل از تو چراغ حسن در

گل از تو چراغ حسن در گلشن برد وز روی تو آیینه دل روشن برد هر خانه که شمع رخت افروخت درو خورشید چو ذره…

Continue Reading...

گنجم چو گهر در دل گنجینه

گنجم چو گهر در دل گنجینه شکست رازم همه در سینهٔ بی کینه شکست هر شعلهٔ آرزو که از جان برخاست چون پارهٔ آبگینه در…

Continue Reading...

گه زاهد تسبیح به دستم

گه زاهد تسبیح به دستم خوانند گه رندو خراباتی و مستم خوانند ای وای به روزگار مستوری من گر زانکه مرا چنانکه هستم خوانند “ابوسعید…

Continue Reading...

گه شانه کش طرهٔ لیلا

گه شانه کش طرهٔ لیلا باشی گه در سر مجنون همه سودا باشی گه آینهٔ جمال یوسف گردی گه آتش خرمن زلیخا باشی “ابوسعید ابوالخیر…

Continue Reading...

گوشم چو حدیث درد چشم تو

گوشم چو حدیث درد چشم تو شنید فی‌الحال دلم خون شد و از دیده چکید چشم تو نکو شود به من چون نگری تا کور…

Continue Reading...

گه میگردم بر آتش هجر

گه میگردم بر آتش هجر کباب گه سر گردان بحر غم همچو حباب القصه چو خار و خس درین دیر خراب گه بر سر آتشم…

Continue Reading...