گر عشق دل مرا خریدار
گر عشق دل مرا خریدار افتد کاری بکنم که پرده از کار افتد سجادهٔ پرهیز چنان افشانم کز هر تاری هزار زنار افتد “ابوسعید ابوالخیر…
گر غره به عمری به تبی
گر غره به عمری به تبی برخیزد وین روز جوانی به شبی برخیزد بیداد مکن که مردم آزاری تو در زیر لبی به یا ربی…
گر قرب خدا میطلبی دلجو
گر قرب خدا میطلبی دلجو باش وندر پس و پیش خلق نیکوگو باش خواهی که چو صبح صادقالقول شوی خورشید صفت با همه کس یک…
گر فضل کنی ندارم از عالم
گر فضل کنی ندارم از عالم باک ور عدل کنی شوم به یک باره هلاک روزی صدبار گویم ای صانع پاک مشتی خاکم چه آید…
گر کار تو نیکست به تدبیر
گر کار تو نیکست به تدبیر تو نیست ور نیز بدست هم ز تقصیر تو نیست تسلیم و رضا پیشه کن و شاد بزی چون…
گر ملک تو شام و گر یمن
گر ملک تو شام و گر یمن خواهد بود وز سر حد چین تا به ختن خواهد بود روزی که ازین سرا کنی عزم سفر…
گر مرده بوم بر آمده سالی
گر مرده بوم بر آمده سالی بیست چه پنداری که گورم از عشق تهیست گر دست بخاک بر نهی کین جا کیست آواز آید که…
گر من گنه جمله جهان
گر من گنه جمله جهان کردستم عفو تو امیدست که گیرد دستم گفتی که به روز عجز دستت گیرم عاجزتر ازین مخواه کاکنون هستم “ابوسعید…
گردون کمری ز عمر فرسودهٔ
گردون کمری ز عمر فرسودهٔ ماست دریا اثری ز اشک آلودهٔ ماست دوزخ شرری ز رنج بیهودهٔ ماست فردوس دمی ز وقت آسودهٔ ماست “ابوسعید…
گریم زغم تو زار و گویی
گریم زغم تو زار و گویی زرقست چون زرق بود که دیده در خون غرقست تو پنداری که هر دلی چون دل تست نینی صنما…





