فریاد ز دست فلک آینه گون

فریاد ز دست فلک آینه گون کز جور و جفای او جگر دارم خون روزی به هزار غم به شب می‌آرم تا خود فلک از…

Continue Reading...

فریاد ز دست فلک بی سر و

فریاد ز دست فلک بی سر و بن کاندر بر من نه نو بهشت و نه کهن با این همه نیز شکر میباید کرد گر…

Continue Reading...

فریاد ز شب روی و شب

فریاد ز شب روی و شب رنگیشان وز چشم سیاه و صورت زنگیشان از اول شب تا به دم آخر شب اینها همه در رقص…

Continue Reading...

فریاد و فغان که باز در

فریاد و فغان که باز در کوی مغان می‌خواره ز می نه نام یابد نه نشان زانگونه نهان گشت که بر خلق جهان گشتست نهان…

Continue Reading...

قومی ز خیال در غرور

قومی ز خیال در غرور افتادند و ندر طلب حور و قصور افتادند قومی متشککند و قومی به یقین از کوی تو دور دور دور…

Continue Reading...

قدت قدم زبار محنت خم کرد

قدت قدم زبار محنت خم کرد چشمت چشمم چو چشمه‌ها پر نم کرد خالت حالم چو روز من تیره نمود زلفت کارم چو تار خود…

Continue Reading...

قومی که حقست قبلهٔ

قومی که حقست قبلهٔ همتشان تا سر داری مکش سر از خدمتشان آنرا که چشیده زهر آفاق زدهر خاصیت تریاق دهد صحبتشان “ابوسعید ابوالخیر رح”

Continue Reading...

کبریست درین وهم که

کبریست درین وهم که پنهانی نیست برداشتن سرم به آسانی نیست ایمانش هزار دفعه تلقین کردم این کافر را سر مسلمانی نیست “ابوسعید ابوالخیر رح”

Continue Reading...

کارم همه ناله و خروشست

کارم همه ناله و خروشست امشب نی‌صبر پدیدست و نه هو شست امشب دوشم خوش بود ساعتی پنداری کفارهٔ خوشدلی دوشست امشب “ابوسعید ابوالخیر رح”

Continue Reading...

کامل ز یکی هنر ده و صد

کامل ز یکی هنر ده و صد بیند ناقص همه جا معایب خود بیند خلق آینهٔ چشم و دل یکدگرند در آینه نیک نیک و…

Continue Reading...