دل کرد بسی نگاه در دفتر

دل کرد بسی نگاه در دفتر عشق جز دوست ندید هیچ رو در خور عشق چندانکه رخت حسن نهد بر سر حسن شوریده دلم عشق…

Continue Reading...

دل گر چه درین بادیه

دل گر چه درین بادیه بسیار شتافت یک موی ندانست و بسی موی شکافت گرچه ز دلم هزار خورشید بتافت آخر به کمال ذره‌ای راه…

Continue Reading...

دل گر ره عشق او نپوید چه

دل گر ره عشق او نپوید چه کند جان دولت وصل او نجوید چه کند آن لحظه که بر آینه تابد خورشید آیینه انا الشمس…

Continue Reading...

دل وصل تو ای مهر گسل

دل وصل تو ای مهر گسل می‌خواهد ایام وصال متصل می‌خواهد مقصود من از خدای باشد وصلت امید چنان شود که دل می‌خواهد “ابوسعید ابوالخیر…

Continue Reading...

دلخسته و سینه چاک

دلخسته و سینه چاک می‌باید شد وز هستی خویش پاک می‌باید شد آن به که به خود پاک شویم اول کار چون آخر کار خاک…

Continue Reading...

دل وقت سماع بوی دلدار

دل وقت سماع بوی دلدار برد ما را به سراپردهٔ اسرار برد این زمزمهٔ مرکب مر روح تراست بردارد و خوش به عالم یار برد…

Continue Reading...

دلبر دل خسته رایگان

دلبر دل خسته رایگان می‌خواهد بفرستم گر دلش چنان می‌خواهد وانگه به نظاره دیده بر ره بنهم تا مژده که آورد که جان میخواهد “ابوسعید…

Continue Reading...

دنیا به جوی وفا ندارد ای

دنیا به جوی وفا ندارد ای دوست هر لحظه هزار مغز سرگشتهٔ اوست میدان که خدای دشمنش میدارد گر دشمن حق نه‌ای چرا داری دوست…

Continue Reading...

دنیا راهی بهشت منزلگاهی

دنیا راهی بهشت منزلگاهی این هر دو به نزد اهل معنی کاهی گر عاشق صادقی زهر دو بگذر تا دوست ترا به خود نماید راهی…

Continue Reading...

دنیا به مثل چو کوزهٔ

دنیا به مثل چو کوزهٔ زرین است گه آب در او تلخ و گهی شیرین است تو غره مشو که عمر من چندین است کاین…

Continue Reading...