تا بردی ازین دیار تشریف

تا بردی ازین دیار تشریف قدوم بر دل رقم شوق تو دارم مرقوم این قصه مرا کشت که هنگام وداع از دولت دیدار تو گشتم…

Continue Reading...

تا پای تو رنجه گشت و با

تا پای تو رنجه گشت و با درد بساخت مسکین دل رنجور من از درد گداخت گویا که ز روز گار دردی دارد این درد…

Continue Reading...

تا تو هوس خدای از سر

تا تو هوس خدای از سر ننهی در هر دو جهان نباشدت روی بهی ور زانکه به بندگی فرود آری سر ز اندیشهٔ این و…

Continue Reading...

تا چند به گرد سر ایمان

تا چند به گرد سر ایمان گردم وقتست کز افعال پشیمان گردم خاکم ز کلیسیا و آبم ز شراب کافرتر از آنم که مسلمان گردم…

Continue Reading...

تا چند حدیث قامت و زلف

تا چند حدیث قامت و زلف نگار تا کی باشی تو طالب بوس و کنار گر زانکه نه‌ای دروغزن عاشق‌وار در عشق چو او هزار…

Continue Reading...

تا در نرسد وعدهٔ هر کار

تا در نرسد وعدهٔ هر کار که هست سودی ندهد یاری هر یار که هست تا زحمت سرمای زمستان نکشد پر گل نشود دامن هر…

Continue Reading...

تا چند سخن تراشی و رنده

تا چند سخن تراشی و رنده زنی تا کی به هدف تیر پراکنده زنی گر یک ورق از علم خموشی خوانی بسیار بدین گفت و…

Continue Reading...

تا چند کشم غصهٔ هر ناکس

تا چند کشم غصهٔ هر ناکس را وز خست خود خاک شوم هر کس را کارم به دعا چو برنمی‌آید راست دادم سه طلاق این…

Continue Reading...

تا در نزنی به هرچه داری

تا در نزنی به هرچه داری آتش هرگز نشود حقیقت حال تو خوش اندر یک دل دو دوستی ناید خوش ما را خواهی خطی به…

Continue Reading...

تا روی ترا بدیدم ای شمع

تا روی ترا بدیدم ای شمع تراز نی کار کنم نه روزه دارم نه نماز چون با تو بوم مجاز من جمله نماز چون بی…

Continue Reading...