پرسید کسی منزل آن مهر
پرسید کسی منزل آن مهر گسل گفتم که: دل منست او را منزل گفتا که: دلت کجاست؟ گفتم: بر او پرسید که: او کجاست؟ گفتم:…
پل بر زبر محیط قلزم بستن
پل بر زبر محیط قلزم بستن راه گردش به چرخ و انجم بستن نیش و دم مار و دم کژدم بستن بتوان نتوان دهان مردم…
پرسیدم ازو واسطهٔ هجران
پرسیدم ازو واسطهٔ هجران را گفتا سببی هست بگویم آن را من چشم توام اگر نبینی چه عجب من جان توام کسی نبیند جان را…
پیریم ولی چو عشق را ساز
پیریم ولی چو عشق را ساز آید هنگام نشاط و طرب و ناز آید از زلف رسای تو کمندی فگنیم بر گردن عمر رفته تا…
پیوسته تو دل ربودهای
پیوسته تو دل ربودهای معذوری غم هیچ نیازمودهای معذوری من بی تو هزار شب به خون در خفتم تو بی تو شبی نبودهای معذوری “ابوسعید…
پی در گاوست و گاو در
پی در گاوست و گاو در کهسارست ماهی سریشمین بدریا بارست بز در کمرست و توز در بلغارست زه کردن این کمان بسی دشوارست “ابوسعید…
پیوسته مرا ز خالق جسم و
پیوسته مرا ز خالق جسم و عرض حقا که همین بود و همینست غرض کان جسم لطیف را به خلوتگه ناز فارغ بینم همیشه ز…
تا بتوانی بکش به جان بار
تا بتوانی بکش به جان بار دلی میکوش که تا شوی ز دل یار دلی آزار دلی مجو که ناگاه کنی کار دو جهان در…
پیوسته ز من کشیده دامن
پیوسته ز من کشیده دامن دل تست فارغ ز من سوخته خرمن دل تست گر عمر وفا کند من از تو دل خویش فارغتر از…
تا ترک علایق و عوایق
تا ترک علایق و عوایق نکنی یک سجدهٔ شایستهٔ لایق نکنی حقا که ز دام لات و عزی نرهی تا ترک خود و جمله خلایق…





