بخشای بر آنکه جز تو یارش
بخشای بر آنکه جز تو یارش نبود جز خوردن اندوه تو کارش نبود در عشق تو حالتیش باشد که دمی هم با تو و هم…
بر چهره ندارم زمسلمانی
بر چهره ندارم زمسلمانی رنگ بر من دارد شرف سگ اهل فرنگ آن رو سیهم که باشد از بودن من دوزخ را ننگ و اهل…
بر شکل بتان رهزن عشاق
بر شکل بتان رهزن عشاق حقست لا بل که عیان در همه آفاق حقست چیزیکه بود ز روی تقلید جهان والله که همان بوجه اطلاق…
بر گوش دلم ز غیب آواز
بر گوش دلم ز غیب آواز رسان مرغ دل خسته را به پرواز رسان یا رب که به دوستی مردان رهت این گمشدهٔ مرا به…
بر لوح عدم لوایح نور قدم
بر لوح عدم لوایح نور قدم لایح گردید و نه درین سر محرم حق را مشمر جدا ز عالم زیراک عالم در حق حقست و…
بر ما در وصل بسته میدارد
بر ما در وصل بسته میدارد دوست دل را به فراق خسته میدارد دوست منبعد من و شکستگی بر در دوست چون دوست دل شکسته…
بر عود دلم نواخت یک
بر عود دلم نواخت یک زمزمه عشق زان زمزمهام ز پای تا سر همه عشق حقا که به عهدها نیایم بیرون از عهدهٔ حق گزاری…
بردارم دل گر از جهان
بردارم دل گر از جهان فرمایی فرمان برم ار سود و زیان فرمایی بنشینم اگر بر سر آتش گویی برخیزم اگر از سر جان فرمایی…
بستان رخ تو گلستان آرد
بستان رخ تو گلستان آرد بار لعل تو حیوت جاودان آرد بار بر خاک فشان قطرهای از لعل لبت تا بوم و بر زمانه جان…
بگریختم از عشق تو ای
بگریختم از عشق تو ای سیمین تن باشد که زغم باز رهم مسکین من عشق آمد واز نیم رهم باز آورد مانندهٔ خونیان رسن در…





