ای نه دلهٔ ده دله هر ده
ای نه دلهٔ ده دله هر ده یله کن صراف وجود باش و خود را چله کن یک صبح با خلاص بیا بر در دوست…
ای نیک نکرده و بدیها
ای نیک نکرده و بدیها کرده و آنگاه نجات خود تمنا کرده بر عفو مکن تکیه که هرگز نبود ناکرده چو کرده کرده چون ناکرده…
ای واحد بی مثال معبود
ای واحد بی مثال معبود غنی وی رازق پادشاه و درویش و غنی یا قرض من از خزانه غیب رسان یا از کرم خودت مرا…
ای واقف اسرار ضیمر همه
ای واقف اسرار ضیمر همه کس در حالت عجز دستگیر همه کس یا رب تو مرا توبه ده و عذر پذیر ای توبه ده و…
ایزد که جهان به قبضهٔ
ایزد که جهان به قبضهٔ قدرت اوست دادست ترا دو چیز کان هر دو نکوست هم سیرت آنکه دوست داری کس را هم صورت آنکه…
ایدل چو فراقش رگ جان
ایدل چو فراقش رگ جان بگشودت منمای بکس خرقهٔ خون آلودت مینال چنانکه نشنوند آوازت میسوز چنانکه برنیاید دودت “ابوسعید ابوالخیر رح”
این عمر به ابر نوبهاران
این عمر به ابر نوبهاران ماند این دیده به سیل کوهساران ماند ای دوست چنان بزی که بعد از مردن انگشت گزیدنی به یاران ماند…
اینک سر کوی دوست اینک سر
اینک سر کوی دوست اینک سر راه گر تو نروی روندگان را چه گناه جامه چه کنی کبود و نیلی و سیاه دل صاف کن…
این گیدی گبر از کجا پیدا
این گیدی گبر از کجا پیدا شد این صورت قبر از کجا پیدا شد خورشید مرا ز دیدهام پنهان کرد این لکهٔ ابر از کجا…
آیینه صفت بدست او نیکویی
آیینه صفت بدست او نیکویی زین سوی نمودهای ولی زان سویی او دیده ترا که عین هستی تو اوست زانش تو ندیدهای که عکس اویی…





