ای در طلب تو عالمی در شر
ای در طلب تو عالمی در شر و شور نزدیک تو درویش و توانگر همه عور ای با همه در حدیث و گوش همه کر…
ای در همه شان ذات تو پاک
ای در همه شان ذات تو پاک از شین نه در حق تو کیف توان گفت نه این از روی تعقل همه غیرند و صفات…
ای دل بر دوست تحفه جز
ای دل بر دوست تحفه جز جان نبری دردت چو دهند نام درمان نبری بی درد زدرد دوست نالان گشتی خاموش که عرض دردمندان نبری…
ای دل اگر آن عارض دلجو
ای دل اگر آن عارض دلجو بینی ذرات جهان را همه نیکو بینی در آینه کم نگر که خودبین نشوی خود آینه شو تا همگی…
ای دل تا کی مصیبتافزا
ای دل تا کی مصیبتافزا گردی ای خون شده چند درد پیما گردی انداختیم دربدر و کوی به کوی رسوا کردی مرا، تو رسوا گردی…
ای دل چو فراق یار دیدی
ای دل چو فراق یار دیدی خون شو وی دیده موافقت بکن جیحون شو ای جان تو عزیزتر نهای از یارم بی یار نخواهمت زتن…
ای دل زشراب جهل مستی تا
ای دل زشراب جهل مستی تا کی وی نیست شونده لاف هستی تا کی گر غرقهٔ بحر غفلت و آز نهای تردامنی و هواپرستی تا…
ای دل غم عشق از برای من
ای دل غم عشق از برای من و تست سر بر خط او نه که سزای من و تست تو چاشنی درد ندانی ورنه یکدم…
ای دل همه خون شوی
ای دل همه خون شوی شکیبایی چیست وی جان بدرآ اینهمه رعنایی چیست ای دیده چه مردمیست شرمت بادا نادیده به حال دوست بینایی چیست…
ای دلبر عیسی نفس ترسایی
ای دلبر عیسی نفس ترسایی خواهم که به پیش بنده بی ترس آیی گه اشک زدیدهٔ ترم خشک کنی گه بر لب خشک من لب…





