ای خالق ذوالجلال و ای

ای خالق ذوالجلال و ای رحمان تو سامان ده کار بی سر و سامان تو خصمان مرا مطیع من می‌گردان بی رحمان را ز چشم…

Continue Reading...

ای خالق ذوالجلال وحی

ای خالق ذوالجلال وحی رحمان سازندهٔ کارهای بی سامانان خصمان مرا مطیع من می‌گردان بی‌رحمان را رحیم من می‌گردان “ابوسعید ابوالخیر رح”

Continue Reading...

ای خواجه ز فکر گور غم

ای خواجه ز فکر گور غم می‌باید اندر دل و دیده سوز و نم می‌باید صد وقت برای کار دنیا داری یک وقت به فکر…

Continue Reading...

ای خوانده ترا خدا ولی

ای خوانده ترا خدا ولی ادر کنی بر تو ز نبی نص جلی ادر کنی دستم تهی و لطف تو بی پایانست یا حضرت مرتضی…

Continue Reading...

ای در تو عیانها و نهانها

ای در تو عیانها و نهانها همه هیچ پندار یقین‌ها و گمانها همه هیچ از ذات تو مطلقا نشان نتوان داد کانجا که تویی بود…

Continue Reading...

ای در دل من اصل تمنا همه

ای در دل من اصل تمنا همه تو وی در سر من مایهٔ سودا همه تو هر چند به روزگار در می‌نگرم امروز همه تویی…

Continue Reading...

ای در خم چوگان تو سرها

ای در خم چوگان تو سرها شده گوی بیرون نه ز فرمان تو دل یک سر موی ظاهر که به دست ماست شستیم تمام باطن…

Continue Reading...

ای در دل و جان صورت و

ای در دل و جان صورت و معنی همه تو مقصود همه زدین و دنیی همه تو هم با همه همدمی و هم بی همه…

Continue Reading...

ای در سر هر کس از خیالت

ای در سر هر کس از خیالت هوسی بی یاد تو برنیاید از من نفسی مفروش مرا بهیچ و آزاد مکن من خواجه یکی دارم…

Continue Reading...

ای در صفت ذات تو حیران

ای در صفت ذات تو حیران که و مه وز هر دو جهان خدمت درگاه تو به علت تو ستانی و شفا هم تو دهی…

Continue Reading...