ای آنکه گشایندهٔ هر بند
ای آنکه گشایندهٔ هر بند تویی بیرون ز عبارت چه و چند تویی این دولت من بس که منم بندهٔ تو این عزت من بس…
ای آینه را داده جلا صورت
ای آینه را داده جلا صورت تو یک آینه کس ندید بی صورت تو نی نی که ز لطف در همه آینهها خود آمدهای به…
ای آینه حسن تو در صورت
ای آینه حسن تو در صورت زیب گرداب هزار کشتی صبر و شکیب هر آینهای که غیر حسن تو بود خواند خردش سراب صحرای فریب…
ای آینهٔ ذات تو ذات همه
ای آینهٔ ذات تو ذات همه کس مرآت صفات تو صفات همه کس ضامن شدم از بهر نجات همه کس بر من بنویس سیئات همه…
ای با رخت انوار مه و خور
ای با رخت انوار مه و خور همه هیچ با لعل تو سلسبیل و کوثر همه هیچ بودم همه بین، چو تیزبین شد چشمم دیدم…
ای باد ! به خاک مصطفایت
ای باد ! به خاک مصطفایت سوگند باران ! به علی مرتضایت سوگند افتاده به گریه خلق، بس کن بس کن دریا ! به شهید…
ای پشت تو گرم کرده سنجاب
ای پشت تو گرم کرده سنجاب و سمور یکسان به مذاق تو چه شیرین و چه شور از جانب عشق بانگ بر بانگ و تو…
ای برهمن آن عذار چون
ای برهمن آن عذار چون لاله پرست رخسار نگار چارده ساله پرست گر چشم خدای بین نداری باری خورشید پرست شو نه گوساله پرست “ابوسعید…
ای بر سر حرف این و آن
ای بر سر حرف این و آن نازده خط پندار دویی دلیل بعدست بخط در جملهٔ کاینات بی سهو و غلط یک عین فحسب دان…
ای پیر و جوان دهر شاد از
ای پیر و جوان دهر شاد از غم تو فارغ دل هیچ کس مباد از غم تو مسکین من بیچاره درین عالم خاک سرگردانم چو…





