آن کس که زروی علم و دین

آن کس که زروی علم و دین اهل بود داند که جواب شبهه بس سهل بود علم ازلی علت عصیان بودن پیش حکما ز غایت…

Continue Reading...

آن عشق که هست جزء لاینفک

آن عشق که هست جزء لاینفک ما حاشا که شود به عقل ما مدرک ما خوش آنکه ز نور او دمد صبح یقین ما را…

Continue Reading...

آن کس که به کوه ظلم

آن کس که به کوه ظلم خرگاه زند خود را به دم آه سحرگاه زند ای راهزن از دور مکافات بترس راهی که زنی ترا…

Continue Reading...

آن مه که وفا و حسن

آن مه که وفا و حسن سرمایهٔ اوست اوج فلک حسن کمین پایهٔ اوست خورشید رخش نگر و گر نتوانی آن زلف سیه نگر که…

Continue Reading...

آن وقت که این انجم و

آن وقت که این انجم و افلاک نبود وین آب و هوا و آتش و خاک نبود اسرار یگانگی سبق می‌گفتم وین قالب و این…

Continue Reading...

آنان که به نام نیک

آنان که به نام نیک می‌خوانندم احوال درون بد نمی‌دانندم گز زانکه درون برون بگردانندم مستوجب آنم که بسوزانندم “ابوسعید ابوالخیر رح”

Continue Reading...

آنجا که ببایی نه پدیدی

آنجا که ببایی نه پدیدی گویی آنجا که نبایی از زمین بر رویی عاشق کنی و مراد عاشق جویی اینت خوشی و ظریفی و نیکویی…

Continue Reading...

آن یار که عهد دوستداری

آن یار که عهد دوستداری بشکست میرفت و منش گرفته دامن در دست می‌گفت دگر باره به خواب‌م بینی پنداشت که بعد ازو مرا خوابی…

Continue Reading...

اندر شش و چار غایب آید

اندر شش و چار غایب آید ناگاه در هشت و دو اسب خویش دارد کوتاه در هفتم و سوم بفرستد چیزی اندر نه و پنچ…

Continue Reading...

اندر صف دوستان ما باش و

اندر صف دوستان ما باش و مترس خاک در آستان ما باش و مترس گر جمله جهان قصد به جان تو کنند فارغ دل شو،…

Continue Reading...