دل من خانۀ دلدار من است
دل من، خانۀ دلدار من است. چشم من، آینۀ یار من است. گوهر دل نفروشم به کسی، عشق پرمایه خریدار من است. شش طرف غم…
دلم بسیار می خواهد ببینم دلبر خود را
دلم بسیار می خواهد ببینم دلبر خود را، ببینم دلبر خود را، به او بخشم سر خود را. هزاران فرسخ از من ظاهراً دور است…
دور سر زلف تو هر قدر که پیچانتر شد
دور سر، زلف تو، هر قدر که پیچانتر شد، دلم، آن سلسله را دید و پریشانتر شد. داشت در موی پریشان تو، دل پای گریز،…
دیوانه نمودم دل فرزانۀ خود را
دیوانه نمودم دل فرزانۀ خود را؛ در عشق تو گفتم همه افسانۀ خود را. غیر از تو، که افروخته ای شعله به جانم، آتش نزند…
ز جان هم پیشتر بر لب به استقبال یار آمد
ز جان هم پیشتر، بر لب به استقبال یار آمد، نگه کن، این دل بیکاره، آخر چون به کار آمد! بخندد دل، برقصد جان، که…
روشنی بارد ز روشان نسل رخشان را ببین
روشنی بارد ز روشان، نسل رخشان را ببین، لاله های نورس خاروق و روشان را ببین! گر ندیدی گوهر رقصان و لعل نغمه خوان، گنج…
ز دستت گرچه شد خونین دل من
ز دستت، گرچه شد خونین دل من، وفا دارد، نشد غمگین دل من، ز راه عشق هرگز برنگردد؛ نمی خواهد شود ننگین دل من. چو…
ز شب تا بامدادان می کنم فریاد و می نالم
ز شب تا بامدادان، می کنم فریاد و می نالم. ز دست بخت بد فرجام، دارم داد و می نالم. چو بینم در قفس هم،…
ز مهر بر رخ بیمار خود نگاهی کن
ز مهر، بر رخ بیمار خود، نگاهی کن؛ به یک نگاه، مداوای بی پناهی کن. نگاه مهر تو، گر اشتباه هم باشد، برای راحتی جانی،…
زمین و آسمان را گر بکابم
زمین و آسمان را گر بکابم بتی مانند تو نیکو، نیابم. همیشه در جهان ناکام بودم، تو را دیدم، از آن دم، کامیابم. همه عمرم…





