تو رفتی و تصویر تو در دیدۀ من ماند

تو رفتی و تصویر تو در دیدۀ من ماند، خندیدن و تقریر تو در دیدۀ من ماند. رفتی و نرفت ابرو و مژگان تو، از…

Continue Reading...

تو رفتی و در سینه گره شد نفس دل

تو رفتی و در سینه گره شد نفس دل؛ باز آی و علاجی بکن، ای دادرس دل! دل، بلبل پربسته بود بی گل رویت؛ واین…

Continue Reading...

تو کاندر بزم وصلی درد هجران را چه می دانی

تو کاندر بزم وصلی، درد هجران را چه می دانی، تو کاندر پیش جانانی، غم جان را چه می دانی. تمام عمر خود ای خواجه،…

Continue Reading...

تو می خوانی به از بلبل به یاد آشیان ای گل

تو می خوانی به از بلبل به یاد آشیان، ای گل. گل خواننده ای تو، خوب می خوانی، بخوان، ای گل. زهی آن لحن داوودی…

Continue Reading...

جان می دهد به من جان

جان می دهد به من، جان… آواز را ببینید! دل می رباید از من، دل… ناز را ببینید! چشمش چو بر من افتد، دل را…

Continue Reading...

جانی نه و سری که به پایت نهاده نیست

جانی نه و سری، که به پایت نهاده نیست؛ الحق، اصول دلبری، از این زیاده نیست. عشق تو را، به هستی عالم نمی دهم، این…

Continue Reading...

جانا دلم که پیش تو چون بره راحت است

جانا، دلم که پیش تو چون بره راحت است، تنها که هست، جنگره چون ببر می شود. چشمم که پیش روی تو رخشان ستاره است،…

Continue Reading...

چه خوش آنکه بیرق خون به پا پی قطع ریشۀ اغنیا

چه خوش آنکه بیرق خون به پا، پی قطع ریشۀ اغنیا شود و زند به جهان ندا، که گروه کارگر، الصلا! همه شهر غرقۀ خون…

Continue Reading...

چه کرده ام که ز جانان خود جدا شده ام

چه کرده ام که ز جانان خود جدا شده ام؛ چه گفته ام که گرفتار این بلا شده ام. به من نگفته کسی تاکنون، گناهم…

Continue Reading...

چو جان بنشسته بد دوش آن بت مه رو به پهلویم

چو جان بنشسته بد دوش آن بت مه رو، به پهلویم، کنون جان رفته و مانده فقط زانو، به پهلویم. به جرم اینکه در عالم…

Continue Reading...