تشنهٔ درد
تشنهٔ درد نه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهم وگر پرسی چه میخواهی؟ تو را خواهم تو را خواهم نمیخواهم که با…
جلوهٔ ساقی
جلوهٔ ساقی در قدح عکس تو یا گل در گلاب افتاده است؟ مهر در آیینه یا آتش در آب افتاده است؟ بادهٔ روشن دمی از…
جلوه نخستین
جلوه نخستین رخم چو لاله ز خوناب دیده رنگین است نشان قافلهسالار عاشقان این است مبین به چشم حقارت به خون دیده ما که آبروی…
چشمهٔ نور
چشمهٔ نور هرچند که در کوی تو مسکین و فقیریم رخشنده و بخشنده چو خورشید منیریم خاریم و طربناکتر از باد بهاریم خاکیم و دلآویزتر…
حاصل عمر
حاصل عمر بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیدهام همچو نسیم از این چمن پای برون کشیدهام شمع طرب ز بخت ما…
حصار عافیت
حصار عافیت نسیم وصل به افسردگان چه خواهد کرد؟ بهار تازه به برگ خزان چه خواهد کرد؟ به من که سوختم از داغ مهربانی خویش…
حدیث جوانی
حدیث جوانی اشکم ولی به پای عزیزان چکیدهام خارم ولی به سایهٔ گل آرمیدهام با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق همچون…
حلقهٔ موج
حلقهٔ موج گه شکایت از گلی گه شکوه از خاری کنم من نه آن رندم که غیر از عاشقی کاری کنم هر زمان بیروی ماهی…
خاک شیراز
خاک شیراز چون شفق گرچه مرا باده ز خون جگر است دل آزادهام از صبح طربناکتر است عاشقی مایه شادی بود و گنج مراد دل…
خنده برق
خنده برق سزای چون تو گلی گرچه نیست خانه ما بیا چو بوی گل امشب به آشیانه ما تو ای ستاره خندان کجا خبر داری؟…





