تا گریه از حضور تو لبخند میشود
تا گریه از حضور تو لبخند میشود قلبم به عشق پاک تو پابند میشود با بوسهها که زخم دلم را شفا شدی حالا بگو که…
باید چطوری پر کنی دستان خالی را
باید چطوری پر کنی دستان خالی را تحصیل تو بهتر نکرده وضع مالی را اینجا کسی باید برای لقمهنان خود گاهی بپالد لابلای آشغالی را…
واجب نبود به کس بر، افضال و کرم
واجب نبود به کس بر، افضال و کرم واجب باشد هر آینه شکر نعم تقصیر نکرد خواجه در ناواجب من در واجب چگونه تقصیر کنم؟
یوسف رویی، کزو فغان کرد دلم
یوسف رویی، کزو فغان کرد دلم چون دست زنان مصریان کرد دلم ز آغاز به بوسه مهربان کرد دلم امروز نشانهٔ غمان کرد دلم
از کعبه کلیسیا نشینم کردی
از کعبه کلیسیا نشینم کردی آخر در کفر بیقرینم کردی بعد از دو هزار سجده بر درگه دوست ای عشق، چه بیگانه ز دینم کردی!
آمد بر من، که؟ یار، کی؟ وقت سحر
آمد بر من، که؟ یار، کی؟ وقت سحر ترسنده ز که؟ ز خصم، خصمش که؟ پدر دادمش دو بوسه، بر کجا؟ بر لب تر لب…
آن خر پدرت به دشت خاشاک زدی
آن خر پدرت به دشت خاشاک زدی مامات دف و دو رویه چالاک زدی آن بر سر گورها تبارک خواندی وین بر در خان ها…
ای از گل سرخ رنگ بربوده و بو
ای از گل سرخ رنگ بربوده و بو رنگ از پی رخ ربوده، بو از پی مو گل رنگ شود، چو روی شویی، همه جو…
ای نالهٔ پیر خانقاه از غم تو
ای نالهٔ پیر خانقاه از غم تو وی گریهٔ طفل بی گناه از غم تو افغان خروس صبح گاه از غم تو آه از غم…
با آن که دلم از غم هجرت خونست
با آن که دلم از غم هجرت خونست شادی به غم توام ز غم افزونست اندیشه کنم هر شب و گویم: یا رب هجرانش چنینست،…





