از پس دیوار دلم
از پس دیوار دلم مینویسم، مینویسم، مینویسم برای عروسی که کشته شد و اما باکره بود برای دختری که خود را به آتش کشید از…
امشب هوای گریه دارد خنده های من
امشب هوای گریه دارد خنده های من لبریز شد از خسته گی گیلاس چای من در جیب هایم سنگ باریده به جای سیب بن بست…
در سرزمین وحشت حرف از بقا نیامد
در سرزمین وحشت حرف از بقا نیامد در قتلعام مردم حتا خدا نیامد دنیای ما نباید سرد و سیاه باشد بوسیدن عزیزی منع و گناه…
جانم به کجا باز بگیرم خبرت را
جانم به کجا باز بگیرم خبرت را تا لغو کنی چند دقیقه سفرت را گفتی به دلم هیچ کسی راه ندارد دیدی که درآورده نگاهم…
حس میکنم از اول دوران بلوغی
حس میکنم از اول دوران بلوغی دنیای همه پر شده با چند دروغی انبار غم از هر طرف آمد به سراغت آنقدر که شد قلب…
حبس ابد کرده کسی را روزگار تلخ
حبس ابد کرده کسی را روزگار تلخ درد خودش را میخورد در یک کنار تلخ لبخند سردی در لبان خستهام جاریست باید حسابش کرد این…
تا کمی آرام میشد فکر یک زن تاهنوز
تا کمی آرام میشد فکر یک زن تاهنوز مینشیند زیر چترِ گریهکردن تاهنوز بیخیال دردهای زندگی شد لحظهای خندهای آورد بر لب با دوصد فن…
تلخ است، زندگی او شیرین نمیشود
تلخ است، زندگی او شیرین نمیشود هر درد را دواست؛ ولی این…. نمیشود با خندهای دوباره بهسویم نگاه کن آغاز عشق و چهرهی غمگین نمیشود…
تقدیم بکن اندکی لبخند مقدس
تقدیم بکن اندکی لبخند مقدس دادم به تو این بار کمی پند مقدس هرکس که فقط نقش ترا داده برایم در باور من بوده هنرمند…
بیرون شوی شکنجه و تحقیر میکنند
بیرون شوی شکنجه و تحقیر میکنند شاید درون خانهنشستن پناه توست تنها قلم به دست تو و چارسو تفنگ چیزی نگو که بحثنمودن گناه توست…





