دست
دست من بگرفت و با دست دگر کیسه ام می جست تا یابد مگر من به فکر این که او مرد خداست او درین سودا…
دکان رنگ
دکان رنگ همه جا دکان رنگ است همه رنگ میفروشند دل من به شیشه سوزد همه سنگ میفروشند به کرشمه یی نگاهش دل ساده لوح…
بهانه
بهانه سر ها برید و تیغ قضا را بهانه ساخت خلق خدا بکشت و خدا را بهانه ساخت شیخ از طریق کعبه ز بتخانه سر…
آيا خمـــيده قامتــــان
آيا خمـــيده قامتــــان ! آيا ز تـــرس محتسب بــــه ســجــده ســر نهــــاده گـــــان ! چه سالـــها کـــه در اطاعـــت خدا و سایـــــــــــه خدا کـــمان قامت…
جلوه
دل جدا از جلوهء جانان مباد این قناری در قفس نالان مباد پای اگر در راه شیطان رفت، رفت ای خدا دل خانهء شیطان مباد…
پدیده های جمعیتی
پدیدههای جمعیتی هیچ ربطی به چشمانت ندارد زمان که میگذرد خاصتر میشوی گاهی در یک مقطع از زمان عاشق میشوی گاهی در مسیر عرضیاش قدم…
خلوتي مي خواستم با آن صداي مهربان
خلوتي مي خواستم با آن صداي مهربان چايي و قند و نبات و استكان در استكان خلوتی میخواستم تا در نگاهت گم شوم در پناه…
من را به جرم اینکه زنم دار می زنند
من را به جرم اینکه زنم دار می زنند هرشب به زخم های تنم تار می زنند مانند برگ های خزان دیده ی درخت بر…
نعرة سکوت
نعرة سکوت برای ماندن باید نفس کشید ، در هوای مسموم ، در هوای خون آ لود ، و برای دوست داشتن ، باید رنج…
پیوند
پیو ند در من گیاه ز ندة ا ندیشه ها ی من ، د ر حا ل مر دن ا ست. ا فکا ر خسته…





