هیچ کسی مثل تو باسکوت
هیچ کسی مثل تو باسکوت فریادها را بیدار نکرد چه خوفِ بزرگی ایجاد کرده ی! توخاک خوردی تاآیینه ها ازگردِوحشت خالی شوند تو خون نوشیدی…
ارزش که ندارد آدمی چون ارزن
ارزش که ندارد آدمی چون ارزن در چشم کثیفِ این همه اهریمن آنها که ز مرگ هم نمی ترسیدند! از اسم تو در هراس هستند،…
اگر چه دورم و دنیای دردم
دوبیتی اگر چه دورم و دنیای دردم بدونت باهمه کس درنبردم خودم حتی فراموشم شدم ،لیک! تورا هرگز، فراموشت، نکردم عارف بسام
زندگینامه عارف الدین خان عاجز بلخی
زندگینامه عارف الدین خان عاجز بلخی عارف الدین خان عاجز بلخی اصلاً از خطه مرد آفرین درخشان است پدرش در آن سامان از بلخ…
یک غزل خیالی بیادعشق
یک غزل خیالی بیادعشق نافرجام تقدیم شماعزیزان دل! کی بیایی ملک یمگان تاترامهمان کنم دیده رافرش رهت ای نوگل خندان کنم گرکنی یکدم گذردرکلبه ی…
بالا نرفتهایم، غباریکه نیستیم
بالا نرفتهایم، غباریکه نیستیم از ما نخاست دود، شراریکه نیستیم گفتید: نیست در نفسِ تان طراوتی حق با شماست، صبحِ بهاریکه نیستیم کس سوی ما…
تا زندهای ای عشق گرفتار غزل باش
تا زندهای ای عشق گرفتار غزل باش بیچاره و درمانده و بیمار عزل باش اسرار خدا را نتوان یافت به هرجا مشغول نظر کردن رفتار…
ما را به هیچ تازه رخی احتیاج نیست
ما را به هیچ تازه رخی احتیاج نیست هر شمع نیمه سوخته جای سراج نیست از غیر من بگیر تماشای زلف خویش حسنت گرانبهاست ،مطاع…
همهی لحظههای بیکسیام روزگار بدون
همهی لحظههای بیکسیام روزگار بدون دلدارم فقط از شب، ستاره های فراق سردرآورده اند از کارم فرق من باتو در تفکرهاست دلبری و بفکر آزاری…
اشکی به موج دیدهی دریا شروع شد
اشکی به موج دیدهی دریا شروع شد از یکنگاه ساده، معما شروع شد شاید که ناگهانی و شاید قلندری شبهای شاعرانه چه زیبا شروع شد…





