با ظرافت تمام

با ظرافت تمام بهترین واژه ها را در قالب شعر سپید جا دادم زبان خیابان را یادگرفتم وقتی عبور عابران ،بی برگشت است سرنوشت زخمی…

Continue Reading...

با حضورت

با حضورت بوی گلهای بهاری میاید کوچه های شهر منتظر قدمهایت نشسته طلوع چشمانت ! خنده میکارد بر لبان مردمان شهر باد بهاری می وزد…

Continue Reading...

با آنکه گدازه کوهسار

با آنکه گدازه کوهسار آسمان را سیاه پوش کرده عشق من و تو قاب ماه است که بر تقویم شنی ایام خجسته را ورق میزند…

Continue Reading...

انگشتانت شاخه های نوازشگر اند

انگشتانت شاخه های نوازشگر اند برگ ‌هایت پناه گاهی كه دل بی خانمان را آغوش میشود دستانت طوفان زده خسته را مکان است پیش از…

Continue Reading...

با تو

با تو رود بزرگ در مسیر خوشبختی ام قفل کوید نوزده را میشکنم در قرنطین بی تو زردی غروب مسافر جا مانده گوشه اسکله ام…

Continue Reading...

با گذشت زمان

با گذشت زمان بیشتر عاشقت میشوم و در رودخانه چشمانت غرق هر شب تصویر تو کوچه ما را روشن میکند از خنده های من ماه…

Continue Reading...

کسی که در هوای عشق، افتاد

دوبیتی کسی که در هوای عشق، افتاد چگونه می شود ازبند،آزاد دل دیوانه ی غمیگن حیران که خواهد ساخت این ویرانه آباد!؟ عارف بسام

Continue Reading...

کسی بانام ودینت، می کُشت آه

درد بیتی کسی بانام ودینت، می کُشت آه چنان ویا چُنینت،می کُشت آه چه حال است ای خدا جان برسرما! که حالا هم زمینت، می…

Continue Reading...

قیامت

قیامت به روی سفره اش گندم ندارد به لب لبخند این مردم ندارد دگر در انتظار چه مگر بود قیامت شاخ یا که دُم، ندارد!…

Continue Reading...

شکوه بلخ

امروز روز میلاد مردبی بدیل جهان مولاناجلال الدین محمدبلخی است، شکوه بلخ! چوخُرشیدی که دریک حال باقی‌ست شعاعِ تو به هرمنوال باقی‌ست تمام روشنی از…

Continue Reading...