بختم

بختم آتشِ شعلــــــــه خـــــارۀ بخـتم تو بگو من چه کــــارۀ بخـتم؟ کـــشتیِ آرزوی قلب حـــــزین نَبَــــــــرَد تا کـــــنارۀ بخـــــتم بهــــر ِ تاوانِ عاشـــقی کردن جـــــان…

Continue Reading...

بخل چرخ

بخل چرخ از بخل های چرخ مروت نشد ثمر بنماید این شکوه به انسان رهگذر دانی که یک درنگ ِ تماشای این شُکوه فرسنگها برد…

Continue Reading...

برگشت قافله

برگشت قافله قافــــــله برگــــــشت چو در ملک ما آن خر لنگــــــــست ببین رهـــنمـــــا آب که خـــشکــــــید بدریا و جــــوی باز ببینـــــی همـــــه آن رنگ و…

Continue Reading...

برف دلو

برف دلو شد ز برف دلو کابل جان سپید برغریبان بادی از سرما رسید برف سنگین است روی بام ها روزی کم دارد حصول دام…

Continue Reading...

برق هوس

برق هوس از دل سوخته ام هیچ خـــبر نیست مــــــــرا اندرین دایره امـــــواج گــــــهر نیست مـــرا سفر عشـــــــق همه دولـــت ظــــاهر برَبــود طلـــــــبم نیست اگــر…

Continue Reading...

بحر وجود

بحر وجود خیال عافیت از سر بکش چو مرد ببر سپاه اشک و قناعت در این نبرد ببَر هوای حسرت دیدار اگر به سر داری…

Continue Reading...

باز هم انفجار

باز هم انفجار روز مان با دود و بوى باروت ، خون آغاز مى شود باز صداى ناله و شيون هاى جانسوز زن و مرد…

Continue Reading...

باران!

باران! صورتم را بوسيد گل گونه هايم شگفتد بوى خاك ياد ترا جوانه زد عاقله قریشی

Continue Reading...

با هزاران امید

با هزاران امید میخواستم همسفرم بمانی ابر باریدن گرفت هر دو زیر چتر پناه بردیم اما باد حسود نگذاشت میدانم ! سهم من نیستی دزدیده…

Continue Reading...

بر ساقه های بی‌جان

بر ساقه های بی‌جان جوانه می‌زند نو نهالان تا صدای شان انعکاس کند بر جنگلی که پرندگان‌اش می‌خزند و‌ مردمان شهر سرگردان به دنبال هیچ‌اند…

Continue Reading...