من و تو

من و تو بود عمری به دلم با تو که تنها بِنِشینم کامم کنون که برآمد بنشین تا بنشینم پاک و رسوا همه را عشق…

Continue Reading...

مهتاب خزان

مهتاب خزان سَرِ بی سرور ما را ز چه سامانی نیست؟ شب بی اختر ما را ز چه پایانی نیست؟ ترسم آن روز به بالین…

Continue Reading...

موج خیز

موج خیز باور نداشتم که چنین واگذاریم در موج خیز ِ حادثه، تنها گذاریم آمد بهار و عید گذشت و نخواستی یک دم قدم به…

Continue Reading...

موج

موج نیست اشکم این که من از چشم تر افشانده ام بحرم و با موج بر ساحل گهر افشانده ام گر ندیدی آب آتشگون بیا…

Continue Reading...

موریانهٔ غم

موریانهٔ غم خندهٔ شیرین من ،‌ ریا و فریب است در دل من موج می زند غم دیرین چهرهٔ شادان من ثبات ندارد داروی تلخم…

Continue Reading...

میراث

میراث آرام بگیر طفل من ، آرام وین شادی ی کودکانه را بس کن بنگر که ز درد ، پیکرم فرسود بیدردی بیکرانه را بس…

Continue Reading...

نازک تن

نازک تن با آن که از صفا چو بهاری نشسته ام پنهان ز چشم ها به کناری نشسته ام تا شهسوار من رسد و خیزم…

Continue Reading...

ناشناس

ناشناس آه ، ای ناشناس ناهمرنگ بازگو ، خفته در نگاه تو چیست ؟ چیست این اشتیاق سرکش و گنگ در پس دیدهٔ سیاه تو…

Continue Reading...

نامه

نامه آه، ای پیک، پیک شادی بخش! نامه آورده ای ز همسر من نامه از او، که روزگاری داشت سایهٔ لطف و مهر بر سر…

Continue Reading...

نامهٔ شکوفه

نامهٔ شکوفه از عمر، چون غروب، زمانی نمانده است وز جور ِ‌ شام تیره امانی نمانده است چون شبنم خیال به گلبرگ یاد ِ یار…

Continue Reading...