تکاپو

تکاپو دیدمت باز در گذرگاهی از پی سال ها جدایی ها کودکی باز زنده شد در من آن صفاها و بی ریایی ها زنده شد…

Continue Reading...

توفان

توفان امشب اگر یاری کنی، ای دیده توفان می کنم آتش به دل می افکنم، دریا به دامان می کنم می جویمت، می جویمت، با…

Continue Reading...

جامه دران

جامه دران یک رودخانه تحرک ، یک بامداد جوانی یک آفتاب درخشش ، یک ماه نقره فشانی دل : با هزار کبوتر ، در جنبش…

Continue Reading...

جای پا

جای پا در پهن دشت خاطر اندوهبار من برفی به هم فشرده و زیبا نشسته است برفی که همچو مخمل شفاف شیر فام بر سنگلاخ…

Continue Reading...

جامهٔ عید

جامهٔ عید سرخوش و خندان ز جا برخاستم خانه را همچون بهشت آراستم شمع های رنگ رنگ افروختم عود و اسپند اندر آتش سوختم جلوه…

Continue Reading...

جای حضور فریاد

جای حضور فریاد هرچند دخمه را بسیار، خاموش و کور می بینم در انتهای دالانش، یک نقطهٔ نور می بینم هرچند پیش رو دیوار، بسته…

Continue Reading...

جیب بر

جیب بر هیچ دانی ز چه در زندانم ؟ دست در جیب جوانی بردم ناز شستی نه به چنگ آورده ناگهان سیلی ی سختی خوردم…

Continue Reading...

جواب

جواب دلم، یاران! ز غم در اضطراب است امیدم نقش بی حاصل بر آب است. دگر از چشمهٔ خورشید قهرم که آبش – آنچه دانستم…

Continue Reading...

چشم شوم

چشم شوم دوستان! دست مرا باید برید! دشنه یی! تا درد خود درمان کنم نقش چشمی درکف دست من است همتی! کین نقش را پنهان…

Continue Reading...

چلچراغ

چلچراغ با یاد دیدگان درخشان روشنت ای بس بلور شعر تراشید طبع من تا هفت رنگِ مهر تو بیند در آن بلور ای بس شعاع…

Continue Reading...