مه می ستنوه زاهده پریده میخانې له ځم

مه می ستنوه زاهده پریده میخانې له ځم زړه کې می ارزو ده یو ځل دغه کارخانې له ځم اوښکی بدرګه شوی د ارزو د…

Continue Reading...

يو مې ناز بل جفا ځوروي

يو مې ناز بل جفا ځوروي رنګ په رنګ مې آشنا ځوروي خيال او هوس رانه ياغي دي دواړه شوخ نظر مې نن بيا ځوروي…

Continue Reading...

آتش تمنا

آتش تمنا هوای وصل و غم هجر و شور مینا مُرد برو!برو! که دگر هر چه بود در ما مُرد لب خموش مرا بین که…

Continue Reading...

آتش دامنگیر

آتش دامنگیر ز شب نیمی گذشت و پرتو ماه به کنج کلبه ام ناخوانده سر زد سپیدی بر سیاهی های جانم ز نو نقشی دگر…

Continue Reading...

آتش دور

آتش دور ای که چون صدف ما را، در کنار پروردی با گهر فروشانم، از چه آشنا کردی؟ گرم شد ز سوز من، محفل طرب…

Continue Reading...

آتش نهفته

آتش نهفته ساغر به کف گرفته و خندانی این خون توست! وای… چه می نوشی؟ رگ را گسسته ای که «شراب است این» بهر فنای…

Continue Reading...

آرزو

آرزو آه ، ای تیر ای تیر دلدوز باز در زخم جانی نشستی آه ، ای خار ای خار جانسوز باز در دیدگانم شکستی ای…

Continue Reading...

اجاق مرمری

اجاق مرمری نه از تو مهر پسندم نه یاوری خواهم ستم اگر ز تو زیبد، ستمگری خواهم به بارگاه الهی اگرچه بارم هست کجا ز…

Continue Reading...

اذان

اذان در پس آن قله های نیلفام شد نهان خورشید با آن دلکشی شام بهت آلود می آید فرود همره حزن و سکوت و خامشی…

Continue Reading...

اخگر

اخگر دانست چو با او به شکایت سخنم هست بر جست و به یک بوسهٔ شیرین دهنم بست چون شرم ز عریان شدنم در بَرِ…

Continue Reading...