به داغ نامرادی سوختم ای اشک، طوفانی!
به داغ نامرادی سوختم ای اشک، طوفانی! به تنگ آمد دلم زین زندگی ای مرگ، جولانی! درین مکتب نمیدانم چه رمزِ مهملم یارب که نی…
به داغ نامرادی سوختم ای اشک طوفانی
به داغ نامرادی سوختم ای اشک طوفانی به تنگ آمد دلم زین زند گی ای مرگ جولانی درین مکتب نمیدانم چه رمز مهملم یارب که…
با خلق نکو بزی که زیور این است
با خلق نکو بزی که زیور این است در آیینه جمال ، جوهـر این اســت آن قطرهء اشـکی که بریزد بر خاک بردار که گنج…
بداغ نامرادی سوختم ای اشک طوفانی
بداغ نامــرادی ســـوختــم ای اشـــک طوفانــــی به تنگ آمد دلــــــم زين زندگی ای مرگ جولانی در اين مکـــتب نميـــدانم چــه رمز مهملم يــارب که نی…
بگداخت زین گرما مراستخوان به کانون بدن
بگداخت زین گرما مراستخوان به کانون بدن یا مرحبا نعم البلد یا حبذا نعم الوطن آن سیمگون ایام کو، آن ارغوانی شام کو وان سایه…
برگریزا ن
برگریزا ن ا کنون که سپا ه برگریزا ن بر سبزه و گل کشیده شبخون گل ها ی چمن به نا مرا دی یکسر شده…
اینک آمد کاروان غیر ، چشمت باز دار
اینک آمد کاروان غیر ، چشمت باز دار زشت و زیبایش ببین اینش بگیر آنش مگیر علم وی تحصیل کن از مکر وی دوری گزین…
این مثل از قدیم مشهور است
این مثل از قدیم مشهور است که زمین سخت و آسمان دور است لیک آنها که راه یافته اند هم زمین هم فلک شکافته اند…
ای غره به اینکه دهر فرمانبر توست
ای غره به اینکه دهر فرمانبر توســت وین ماه و ستاره و فلک چاکر توست ترســــم کــــــه ترا چــاکـر خود پندارد آن مورچگان که رزقشان…
آمد بهار جانفزا با بوی ها با رنگ ها
آمد بهار جانفزا با بوی ها با رنگ ها با گریه ها با خنده ها با صلح ها با جنگ ها آیینه می بارد سحاب…





