یک سال گذشت برای جای خالی پدرم
یک سال گذشت برای جای خالی پدرم رفته بودم تا بپرسم باز حالی از پدر تا بگيرم باز هم شايد حلالی از پدر طبق معمول…
يا حسين
يا حسين ای بی کفن که بر کفن خلق، نام توست شاهی اگر نشسته به تختی، غلام توست سرچشمه ی شهامت و آزادگی، حسین! از…
وقت ملاقات
وقت ملاقات تقویم در برابر اوقات ما کم است گوش فلک برای شکایات ما کم است هر روز با همیم و نمی دانم از چه…
وداع با رمضان
وداع با رمضان چون من، اگرچه خصم حرامی نداشتی کم، بنده را عزیز و گرامی نداشتی از چون منی سراغ گرفتی که بیکسم آیا نشان…
هنوز هم بهار
هنوز هم بهار هنوز چرخش زمین هنوز رفت و آمد مدام فصل ها دوباره سور و سات هفت سین دوباره شوق کشت و کار هنوز…
هوای زهد
هوای زهد بشر به فکر عمر است، فنا نمی گذارد از او به جز خیالی به جا نمی گذارد مراقب است صیاد که وقت صید…
همین چراغ که می سوزد
همین چراغ که می سوزد همین که خانه گرمی هست همین دوخوابه کم روزن همین مثلث تکراری، سه ضلع: کودک و مرد وزن همین که…
هفتم اکتبر
هفتم اکتبر از پا فتادهاند خدایان صهیونیزم آغاز شد افول نمایان صهیونیزم با کشتن تمامی اطفال غزه نیز احیا نمیشوند خدایان صهیونیزم در آذرخش هفتم…
هم نشين كودكان
هم نشين كودكان “قصه هاي راستگو به سر رسيد عمر راستگوي قصه ها تمام شد..” تا به گوشم اين خبر رسيد، بغض كهنه ام شكست…
همواره در تبسم
همواره در تبسم فرق است بین رفتن و یکباره سوختن با در غم چهار جگرپاره سوختن عزمی بزرگ می طلبد مثل آفتاب عمری بدون اخم…





