برايت می‌سرايم شيونی با ساز افغانی

برايت می‌سرايم شيونی با ساز افغانی كه آتش را برقصی از خط دامن به پيشانی برايت يك بغل می‌آورم غلتيده از شهرم كه گيری سخت…

ذوقِ چهار فصلِ تو با چار رنگ مُرد

ذوقِ چهار فصلِ تو با چار رنگ مُرد عمرم چه زود زنگ زد و لایِ زنگ مُرد با اشک و صبر، کلبه‌ای از سنگ ساختم…