حالا که کهکشان منی ، ماه مشتری

حالا که کهکشان منی ، ماه مشتری ناهید و اشک و آینه دارم نمی‌خری ؟! امشب که گیسوان زمین فاش می‌شود بردار از سیاهی شب‌هام…

بر تابلو نوشته شده مرز، چند بار

بر تابلو نوشته شده مرز، چند بار یعنی چقدر مانده به تو، چند انتظار بر تابلو غریب نشسته‌است نام تو بر سینه شوق رد شدن…

دوباره تلویزیون ها تو را نشان دادند

دوباره تلویزیون ها تو را نشان دادند و صبح مردم خوشبخت را تکان دادند تو را ، سیاه ترین روزگار آدم ها نشان مردم آسودهٔ…