دل را ببین دل را ببین

دل را ببین، دل را ببین، در کوی جانان آمده. سر واژگون، تن غرق خون، افتان و خیزان آمده. خواهد که جان پیشش رود، جانان…

Continue Reading...

تو کاندر بزم وصلی درد هجران را چه می دانی

تو کاندر بزم وصلی، درد هجران را چه می دانی، تو کاندر پیش جانانی، غم جان را چه می دانی. تمام عمر خود ای خواجه،…

Continue Reading...

بستند همرهان سوی یار و دیار بار؛

بستند همرهان، سوی یار و دیار بار؛ جز من، که دور مانده ام از یار و از دیار. در آتشم ز فرقت یاران، که گفته…

Continue Reading...

آن دلبر افغان چه سلحشور برد دل

آن دلبر افغان چه سلحشور برد دل، چشم بد از او دور، که مغرور برد دل. مرغ ار شود و ماهی اگر، از مژه و…

Continue Reading...

نشستم دوش من با بلبل و پروانه در یک جا

نشستم دوش من با بلبل و پروانه در یک جا، سخن گفتیم از بی مهری جانانه در یک جا. من اندر گریه، بلبل در فغان،…

Continue Reading...

فقط سوز دلم را در جهان پروانه می داند

فقط سوز دلم را در جهان پروانه می داند؛ غمم را، بلبلی کاواره شد از لانه می داند. نگریم چون ز غیرت، غیر می سوزد…

Continue Reading...

سنبل به هوای خوش طناز تو رقصد

سنبل، به هوای خوش طناز تو رقصد، بلبل، به نوای نی پر ناز تو رقصد. این چیست که تا ناله ز تار تو برآید، جان…

Continue Reading...

دشمن ملت که خون از توده جاری می کند

دشمن ملت که خون از توده جاری می کند، در فنای هستی خود، پافشاری می کند. تودۀ ایران که خون پاشد به میدان نبرد، کشتۀ…

Continue Reading...

تو رفتی و در سینه گره شد نفس دل

تو رفتی و در سینه گره شد نفس دل؛ باز آی و علاجی بکن، ای دادرس دل! دل، بلبل پربسته بود بی گل رویت؛ واین…

Continue Reading...

بردار پرده ای صنم ماه روی من

بردار پرده، ای صنم ماه روی من، تا روی تو، زیاد کند آبروی من. هر جا که گفتگو ز نقاب تو می شود، خندد رقیب…

Continue Reading...