در دور سپهر مهر ساقی مائیم

در دور سپهر مهر ساقی مائیم سر مست مدام اشتیاقی مائیم در آینه ی وجود کردیم نظر مائیم که ما نه ایم و باقی مائیم

آن ماه که پرورده ی مهر اویم

آن ماه که پرورده ی مهر اویم دی گفت غزل مگو که من می گویم گفتم چو حدیث زلف و خال تو رود دانی که…

در عالم عشق طور، طور غم تست

در عالم عشق طور، طور غم تست در دور زمانه جور، جور غم تست در ساغر دیده زان مدامست مرا خونابه ی دل که دور،…

هرگه که دل خسته در آن می کوشد

هرگه که دل خسته در آن می کوشد کز ساغر چشمم، می لعلت نوشد عناب لبت، مردمک چشم مرا گوید: مگرت هنوز خون می جوشد؟

راهی ز زبان ما بدل پیوستست

راهی ز زبان ما بدل پیوستست کاسرار جهان جان در آن ره بستست تا هست زبان بسته، گشاده است آنرا چون گشت زبان گشاده آن…

آن شب که ملازم فروغ روز است

آن شب که ملازم فروغ روز است و آنروز که شب بروز مهرافروز است عقد شکن زلف بت سیم تن است خورشید رخ خوش پسر…

تا حاصل دردم سبب درمان گشت

تا حاصل دردم سبب درمان گشت پستیم بلندی شد و کفر ایمان گشت جان و دل و تن حجاب ره بود و کنون تن دل…

بی روی تو، ای شیفته از روی تو خور

بی روی تو، ای شیفته از روی تو خور دریا گردد، کنارم از خون جگر در آرزویت، چو مویت اندر تابم تا بر دگری تافتی…

ایدل ز پی سایه خود چند روی

ایدل ز پی سایه خود چند روی با نور چرا بسایه ها در گروی تا بر سرت آتشی نباشد چون شمع چون شمع گمان مبر…

بی روی تو گرزآنکه نمی داشت دلم

بی روی تو گرزآنکه نمی داشت دلم هم چشم وفا از تو همی داشت دلم تو چشم دل منی و در معرض جان از چشم…

ای نه فلک از کلک تو در تحت رقوم

ای نه فلک از کلک تو در تحت رقوم وی یافته از تو رونق احکام نجوم نی نی غلطم، غلط که جز خط تو نیست…

نشناخته ای، ای دل بیدانش و درد

نشناخته ای، ای دل بیدانش و درد خاک از زر و سنگ از گهر و خار از ورد در سایه فسرده، لاف خورشید زنی ای…

ای فیض صحاب کرمت آواری

ای فیض صحاب کرمت آواری آب رخ ملک و سایه ی دا داری لطفی باشد دم بدم از آنکه مرا در بندگی شاه جهان بین…

گر داشتمی بقدر همت دستی

گر داشتمی بقدر همت دستی دستم چو بدامن عرض پیوستی جوهر کش گردون جهان بگسستی قرّابه ی گوهر فلک، بشکستی

ای زلف و رخت چو ظلمت و نور بهم

ای زلف و رخت چو ظلمت و نور بهم یا همچو، صبا و شب دیجور بهم ماننده آفتاب و حربا شب و روز تا کی…

من داغ بلاها که ز دلبر دارم

من داغ بلاها که ز دلبر دارم شک نیست که از جفاش دل بر دارم شیرین لب او اگر ببینم در خواب فرهاد صفت نعره…

ای برده خیال تو مرا خواب ز چشم

ای برده خیال تو مرا خواب ز چشم هجران توام گشوده سیلاب ز چشم در فرقت تو یکنفسم خالی نیست خاک از سر و آتش…

شیرین دهنت چون صفت جان دارد

شیرین دهنت چون صفت جان دارد خود را سزد ار، ز دیده پنهان دارد آن چشمه که خضر یافت زو آب حیات لعل تو بهر…

ای دوست من از هیچ مشوش گردم

ای دوست من از هیچ مشوش گردم وز نیمه ی نیم ذره در خوش گردم؟ از آب لطیفتر مزاجی دارم دریاب مرا و گرنه ناخوش…

ز آن پیش مرا که روح در پرده شود

ز آن پیش مرا که روح در پرده شود نشگفت گر از روح تو پرورده شود لطفی کند آزرده دلم را نفسی لعلت که ز…

ای رفته و برگزیده بر ما دگران

ای رفته و برگزیده بر ما دگران من مستحق وصل توام یا دگران انصاف بده رواست در مذهب عشق دل با تو و من بی…

کی فتنه ی نرگس تو در خواب شود

کی فتنه ی نرگس تو در خواب شود چند از رخ تو زلف تو در تاب شود لؤلؤ بنما، ز لعل، تا درّ خوشاب در…

ای دل غم این جهان بیهوده مخور

ای دل غم این جهان بیهوده مخور بیهوده نه‌ای غمان بیهوده مخور چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید خوش باش و غم جهان بیهوده…

دلبر که به حسن او نبودست و نه هست

دلبر که به حسن او نبودست و نه هست آمد بر من دوش نه هشیار، نه مست او مست زباده بود و من مست از…

ای از گل دولت تو شاهی بوئی

ای از گل دولت تو شاهی بوئی از بند جهان برغم هر بد گوئی چون سوسن ده زبان بمدحت کوشم چون بید زبانی کنم از…

جانا می لعل ارغوانیت که داد

جانا می لعل ارغوانیت که داد دو شینه شراب کامرانیت که داد مطرب چه ترانه زد حریف تو که بود ساقیت که بود و دوستکانیت…

ای از پی دیدار تو ام در سر چشم

ای از پی دیدار تو ام در سر چشم با مهر رخ تست مرا در خور چشم از دل نگرم در تو، نه از دیده…