هر که را سر زوفا خاک ره مقصود است

هر که را سر زوفا خاک ره مقصود است بخت مقبل بود و طالع او مسعود است شعله طور بود یا که گلستان خلیل پرتو…

Continue Reading...

هر کرا چشم هر نفس بکسی است

هر کرا چشم هر نفس بکسی است نیست عاشق یقین که بوالهوسی است دل منه بر عروس ملک جهان کاو بپنهان بعهد چون تو بسی…

Continue Reading...

نوبتی نو میزنی ای نوبتی امشب بنام

نوبتی نو میزنی ای نوبتی امشب بنام این چه شادی بود و این نوبت چه وین عشرت کدام هست عیدی تازه یا نوروز فیروزی طلب…

Continue Reading...

نفس وصل تو تمنا می‌کند

نفس وصل تو تمنا می‌کند پشه میل صید عنقا می‌کند ساعد و سرپنجه‌ات رنگین ز خون با گواهی چند حاشا می‌کند هست لیلی را حشم…

Continue Reading...

میخوارگان بساط طرب چون بگسترند

میخوارگان بساط طرب چون بگسترند اول ز پرده دختر رز را برآورند از گیسوان حور بروبند بزم را از بهر فروش بال فرشته بگسترند مه‌طلعتان…

Continue Reading...

من نتوانم ز دوست دیده فرو دوختن

من نتوانم ز دوست دیده فرو دوختن عشق ز حربا مرا بایدم آموختن خاصیت شمع چیست چهره برافروختن عادت پروانه چیست پر زدن و سوختن…

Continue Reading...

مگر که شهر دگر باز در نظر دارد

مگر که شهر دگر باز در نظر دارد کز این دیار مه من سر سفر دارد گشود مملکت پارس را به نیم الارض بفتح ترک…

Continue Reading...

مطرب این شور که در پرده عشاق نواخت

مطرب این شور که در پرده عشاق نواخت زهره از رشک بوجد آمد و بربط بنواخت سرو دستار گر انداخته صوفی چه عجب ساقی از…

Continue Reading...

مرا سودای آن گیسوی پرچین

مرا سودای آن گیسوی پرچین فراغت میدهد از نافه چین بت سیمین ما صد چین بمو داد اگر چین را بود بتهای سیمین شدی بر…

Continue Reading...

مدتی بستم لب از گفتار عشق

مدتی بستم لب از گفتار عشق تا نگویم با کسی اسرار عشق لاجرم سر انا الحق فاش شد میروم منصور وش بر دار عشق عاشق…

Continue Reading...