وه! که بازم فلک انداخت به غوغای دگر

وه! که بازم فلک انداخت به غوغای دگر من به جای دگر افتادم و دل جای دگر یک دو روز دگر از لطف به بالین…

Continue Reading...

نهادی بر دلم فراق و سوختی جان را

نهادی بر دلم فراق و سوختی جان را به داغ و درد دوری چند سوزی دردمندان را؟ منه زین بیشتر چون لاله داغی بر دل…

Continue Reading...

من نمی‌خواهم که در کویش مرا بسمل کنید

من نمی‌خواهم که در کویش مرا بسمل کنید حیف باشد کان چنان خاکی به خونم گل کنید چون نخواهم زیست دور از کوی او، بهر…

Continue Reading...

ماه من، زلفت شب قدرست و رویت روز عید

ماه من، زلفت شب قدرست و رویت روز عید در سر ماهی شب و روز به این خوبی که دید؟ سرو من برخاست، از قدش…

Continue Reading...

گر ز رخسار تو یک لمعه به دریا افتد

گر ز رخسار تو یک لمعه به دریا افتد آب آتش شود و شعله به صحرا افتد بس که از قد تو نالیم به آواز…

Continue Reading...

عمر رفته است و کنون آفت جانی دارم

عمر رفته است و کنون آفت جانی دارم گشته‌ام پیر ولی عشق جوانی دارم چاره‌ساز دل و جان همه بیمارانی چاره‌ای ساز که من هم…

Continue Reading...

سر نمی‌تابم ز شمشیر حبیب

سر نمی‌تابم ز شمشیر حبیب هر چه آ‎ید بر سرم یا نصیب دل به درد آمد من بیچاره را چارهٔ درد دلم کن ای طبیب…

Continue Reading...

روز نوروزست سرو گل‌عذار من کجاست؟

روز نوروزست سرو گل‌عذار من کجاست؟ در چمن یاران همه جمع‌ند یار من کجاست؟ مونسم جز آه و یا رب نیست شب‌ها تا به روز…

Continue Reading...

دلم به سینهٔ سوزان مشوش افتادست

دلم به سینهٔ سوزان مشوش افتادست دل از کجا؟ که در این خانه آتش افتادست خوشیم با غم عشقت، که وقت او خوش باد! چه…

Continue Reading...

خواهم که به زیر قدمت زار بمیرم

خواهم که به زیر قدمت زار بمیرم هر چند کنی زنده، دگر بار بمیرم دانم که چرا خون مرا زود نریزی خواهی که به جان…

Continue Reading...