مپرس ای گل ز من کز گلشن کویت چسان رفتم

مپرس ای گل ز من کز گلشن کویت چسان رفتم چو بلبل زین چمن با ناله و آه و فغان رفتم نبستم دل به مهر…

Continue Reading...

غم عشق نکویان چون کند در سینه‌ای منزل

غم عشق نکویان چون کند در سینه‌ای منزل گدازد جسم و گرید چشم و نالد جان و سوزد دل دل محمل نشین مشکل درون محمل…

Continue Reading...

رسید یار و ندیدیم روی یار افسوس

رسید یار و ندیدیم روی یار افسوس گذشت روز و شب ما به انتظار افسوس گذشت عمر گرانمایه در فراق دریغ نصیب غیر شد آخر…

Continue Reading...

جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا

جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا ذره است این، آفتاب است، این کجا و آن کجا دست ما گیرد مگر در…

Continue Reading...

بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامان

بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامان هر خار مزارم زندش دست به دامان شاهان همه در حسرت آنند که باشند در خیل غلامان…

Continue Reading...

من پس از عزت و حرمت شدم ار خار کسی

من پس از عزت و حرمت شدم ار خار کسی کار دل بود که با دل نفتد کار کسی دین و دنیا و دل و…

Continue Reading...

صبوری کردم و بستم نظر از ماه سیمایی

صبوری کردم و بستم نظر از ماه سیمایی که دارد چون من بیتاب هر سو ناشکیبایی به حسرت زین گلستان با صد افغان رفتم و…

Continue Reading...

دو چشمم خون فشان از دوری آن دلستانستی

دو چشمم خون فشان از دوری آن دلستانستی که لعلش گوهرافشان، سنبلش عنبر فشانستی چسان خورشید رویت را مه تابان توان گفتن که از روی…

Continue Reading...

جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین بادا

جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین بادا غمناک چه می‌خواهی ما را تو چنین بادا بر کشور جان شاهی ز اندوه دل آگاهی…

Continue Reading...

بتان نخست چو در دلبری میان بستند

بتان نخست چو در دلبری میان بستند میان بکشتن یاران مهربان بستند دعا اثر نکند کز درم تو چون راندی به روی من همه درهای…

Continue Reading...