هر لحظه صد جفا ز بلای تو می‌کشم

هر لحظه صد جفا ز بلای تو می‌کشم عمری‌ست جان من که جفای تو می‌کشم جور فلک نمی‌کشم از بهر کام خود گر می‌کشم برای…

Continue Reading...

نوخطان را دوست می‌دارد دل دیوانه‌ام

نوخطان را دوست می‌دارد دل دیوانه‌ام من چو مجنون نیستم در عاشقی مردانه‌ام خضر می‌گویند بر سرچشمه‌ای بر دست راه قطره گویا چکیده جایی از…

Continue Reading...

نمودی لطف پیشم آمدی کردی ستم رفتی

نمودی لطف پیشم آمدی کردی ستم رفتی رسیدی بی‌خودم کردی به خود تا آمدم رفتی طبیب دردمندانی ولی از بس که بی‌دردی مرا در کنج…

Continue Reading...

می‌کنم اظهار غم ساقی شرابم می‌دهد

می‌کنم اظهار غم ساقی شرابم می‌دهد بی‌توقف هرچه می‌گویم جوابم می‌دهد چون بیفشاند ثمر تحریک می‌یابد درخت چون نریزم اشک دوران اضطرابم می‌دهد من به…

Continue Reading...

من به غم خو کرده‌ام جز غم نمی‌باید مرا

من به غم خو کرده‌ام جز غم نمی‌باید مرا ور ز غم ذوقی رسد آن هم نمی‌باید مرا گر گریزانم ز خود در دشت عزلت…

Continue Reading...

ما را بلای عشق تو عمریست آشناست

ما را بلای عشق تو عمریست آشناست از آشنا جدا شدن آشنا بلاست برخاست از قد تو بهر گوشه فتنه ای سروی ز باغ حسن…

Continue Reading...

گره از کار من جز نالهای زار نگشاید

گره از کار من جز نالهای زار نگشاید نبندم ناله را ره تا گره از کار نگشاید ز مژگان چشم دارم در رهت خون دلم…

Continue Reading...

کسی در عاشقی از سوی پنهانم خبر دارد

کسی در عاشقی از سوی پنهانم خبر دارد که چون من آتشی در سینه داغی بر جگر دارد بزن دستی بدامان سرشک ای چشم ترک…

Continue Reading...

عمریست ای پری که رخت را ندیده‌ایم

عمریست ای پری که رخت را ندیده‌ایم ما را تو دیده‌ای و تو را ما ندیده‌ایم بسیار دیده‌ایم بتان کم‌التفات کم‌التفات‌تر از تو قطعا ندیده‌ایم…

Continue Reading...

شد واقف از خیال من آن مه بحال من

شد واقف از خیال من آن مه بحال من نگذاشت فرق ضعف ز من تا خیال من بستم خیال کام دگر زآن دهن ولی کاری…

Continue Reading...