غزلیات رکنالدین اوحدی مراغهای
یک شبم دادی به عمری پیش خود بار، ای پسر
یک شبم دادی به عمری پیش خود بار، ای پسر بعد از آن یادم نکردی، یاد میدار، ای پسر نیک بد حالم ز دست هجر…
هیچ نقاشی نیامیزد چنین رنگ، ای پسر
هیچ نقاشی نیامیزد چنین رنگ، ای پسر از تو باطل شد نگارستان ارژنگ، ای پسر روی سبز ارنگت اندر حلقهٔ زلف سیاه سرخ رویان را…
هر که مشغول تو گشت از دگران باز آید
هر که مشغول تو گشت از دگران باز آید وانکه در پای تو افتاد سرافراز آید هر کبوتر که ز دام سر زلفت بجهد به…
هر دم از خانه رخ بدر دارد
هر دم از خانه رخ بدر دارد در پی عاشقی نظر دارد هر زمان مست بر سر کویی با کسی دست در کمر دارد یار…
نهان از نهان کیست؟ دلدار ماست
نهان از نهان کیست؟ دلدار ماست برون از جهان چیست؟ بازار ماست به دستم ز باغ جهان گل مده که بیروی آن نازنین خار ماست…
نگارا، چرا شدی نهان از نهان من؟
نگارا، چرا شدی نهان از نهان من؟ چه کردم که گشتهای جهان از جهان من به کینم مخای لب، چو آنم که پیش ازین همی…
میی کو ترا میرهاند ز مستی
میی کو ترا میرهاند ز مستی حلالت از آن می خرابی و مستی بت تست نفس تو در کعبهٔ تن خلیل خدایی، گر این بت…
من کشتهٔ عشقم،خبرم هیچ مپرسید
من کشتهٔ عشقم،خبرم هیچ مپرسید گم شد اثر من،اثرم هیچ مپرسید گفتند که چونی؟ نتوانم که بگویم این بود که گفتم، دگرم هیچ مپرسید فردا…
معراج ما به روح و روان بود صبح دم
معراج ما به روح و روان بود صبح دم دیدار ما به دیدهٔ جان بود صبح دم آن دلفروز پرده برانداخت همچو روز از چشم…
مرادم ار چه نخواهد روا شدن ز شما
مرادم ار چه نخواهد روا شدن ز شما به فال نیک ندارم جدا شدن ز شما مگر اجل برهاند مرا ز عشق، ارنه به زندگی…





