رباعیات رشید الدین وطواط
بس شب بدعا دو دست برداشتم
بس شب بدعا دو دست برداشتم بس روز براه تو نظر داشته ام از خویشتنم خیر مبادا ! همه عمر گر بی تو ز خویشتن…
دل جام وفا بدست اخلاص گرفت
دل جام وفا بدست اخلاص گرفت جان در طلبش گردش رقاص گرفت مسکین چه خبر داشت ؟ که سلطان فراق اقطاع وصال با زر خاص…
آن دست زنان و پای کوبان پیوست
آن دست زنان و پای کوبان پیوست زین پیش گذشتن من از کوی تو هست آن دست مرا کنون بر آورد از پای و آن…
بخشندهٔ نعمت و ستانندهٔ عز
بخشندهٔ نعمت و ستانندهٔ عز بندندهٔ دشمن و گشایندهٔ دز ایام ازو خیره و گردون عاجز خوارزمشه عالم و عادل اتسز
شاها ، بجلال ، آسمانی گویی
شاها ، بجلال ، آسمانی گویی در دانش وجود بحر و کانی گویی هجرت کردی ، باز گرفتی عالم پیغمبر آخر الزمانی گویی
ای خواجه ، ضیا شود ز روی تو ظلم
ای خواجه ، ضیا شود ز روی تو ظلم با طلعت تو سور نماید ماتم در نسخه اصلی این بیت نوشته نشده …………
بر یاد تو ، بی تو ، این جهان گذران
بر یاد تو ، بی تو ، این جهان گذران بگذاشتم ، ای ماه و تو از بی خبران دست از همه شستم و نشستم…
عدل تو اگر چهره بما بنمودی
عدل تو اگر چهره بما بنمودی ور چشم عنایتت نظر فرمودی این جور ، که رفت بر تنم ، کی رفتی ؟ وین رنج ،…
ای رکن الدین ، ز ابر و دریا بیشی
ای رکن الدین ، ز ابر و دریا بیشی وز جملهٔ سرشان گیتی پیشی یک عالم را سخای تو باز خرید از رنج نیاز و…
با عیب خریدی تو مرا روز نخست
با عیب خریدی تو مرا روز نخست امروز اگر رد کنیم ، عیب از تست گر دوست همی در خور خود خواهی جست پس دست…





